reassure

[ایالات متحده]/ˌriːəˈʃʊə(r)/
[بریتانیا]/ˌriːəˈʃʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. برای از بین بردن ترس یا شک؛ بازگرداندن اعتماد به نفس.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریreassuring
شکل سوم شخص مفردreassures
زمان گذشتهreassured
قسمت سوم فعلreassured

جملات نمونه

The doctor reassured the old lady.

پزشک خانم مسن را آرام کرد.

Ruth did her best to reassure her.

روث تمام تلاش خود را برای آرام کردن او انجام داد.

The captain's confidence during the storm reassured the passengers.

اعتماد کاپیتان در طول طوفان باعث آرامش مسافران شد.

reassured me by answering my doubts.

با پاسخ دادن به ترددهای من، خیالم را راحت کرد.

he understood her feelings and tried to reassure her.

او احساسات او را درک کرد و سعی کرد او را آرام کند.

A reassured Quite safe for me to situp, huh?

مطمئن بود که نشستن برایش کاملاً امن است، اوه؟

When the child was afraid in the storm, his parents reassured him.

وقتی کودک در طوفان ترسید، والدینش او را آرام کردند.

The follow-up is often as important as the initial contact in gaining new clients. The social worker's emphasis on followup reassured her clients.

پیگیری اغلب به اندازه تماس اولیه در جذب مشتریان جدید مهم است. تاکید مددکار اجتماعی بر پیگیری باعث آرامش مشتریانش شد.

نمونه‌های واقعی

They reassure themselves as best they can.

آنها تا آنجا که می‌توانند خود را آرام می‌کنند.

منبع: The Little Prince

Are you reassured by that at all?

آیا اصلاً از آن اطمینان حاصل کردید؟

منبع: CNN 10 Student English of the Month

Cecily, you have greatly reassured me.

سیسیلی، شما بسیار مرا آرام کردید.

منبع: Not to be taken lightly.

How do you deal with that? How do you reassure them?

چگونه با آن کنار می‌آیید؟ چگونه آن‌ها را آرام می‌کنید؟

منبع: Jack Ma Speech Collection

How can I help? How can I... how can I reassure you?

چگونه می‌توانم کمک کنم؟ چگونه می‌توانم... چگونه می‌توانم شما را آرام کنم؟

منبع: Canadian drama "Saving Hope" Season 1

But women's rights groups weren't reassured.

اما گروه‌های حقوق زنان اطمینان حاصل نکردند.

منبع: NPR News March 2021 Compilation

Fimishka glanced at her husband, who seemed completely reassured, so she too quieted down.

فی Mishka نگاهی به شوهرش انداخت که به نظر می‌رسید کاملاً آرام شده است، بنابراین او نیز ساکت شد.

منبع: Virgin Land (Part 1)

Analysts said that investors had been reassured by Trump's conciliatory tone since the election.

تحلیلگران گفتند که سرمایه‌گذاران از لحن سازشکارانه ترامپ پس از انتخابات اطمینان حاصل کرده‌اند.

منبع: VOA Standard Speed November 2016 Collection

But I was not reassured. I remembered the fox.

اما من اطمینان حاصل نکردم. روباه را به یاد آوردم.

منبع: The Little Prince

I heard myself speaking in reassuring platitudes.

من خودم را شنیدم که در کلیشه‌های اطمینان بخش صحبت می‌کنم.

منبع: Flowers for Algernon

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید