rechannel

[ایالات متحده]/riːˈtʃæn.əl/
[بریتانیا]/riˈtʃæn.əl/

ترجمه

vt. جهت یا جریان چیزی را تغییر دادن

عبارات و ترکیب‌ها

rechannel resources

تجدید نظر در منابع

rechannel efforts

تجدید نظر در تلاش‌ها

rechannel energy

تجدید نظر در انرژی

rechannel funds

تجدید نظر در بودجه

rechannel focus

تجدید نظر در تمرکز

rechannel attention

تجدید نظر در توجه

rechannel traffic

تجدید نظر در ترافیک

rechannel feedback

تجدید نظر در بازخورد

rechannel support

تجدید نظر در پشتیبانی

rechannel strategy

تجدید نظر در استراتژی

جملات نمونه

we need to rechannel our resources to improve efficiency.

ما نیاز داریم منابع خود را دوباره کانال کنیم تا کارایی را بهبود بخشیم.

the company decided to rechannel its marketing strategy.

شرکت تصمیم گرفت استراتژی بازاریابی خود را دوباره کانال کند.

he wants to rechannel his energy into a new project.

او می خواهد انرژی خود را به یک پروژه جدید دوباره کانال کند.

they plan to rechannel funds to support local initiatives.

آنها قصد دارند بودجه را برای حمایت از طرح های محلی دوباره کانال کنند.

we should rechannel our efforts towards sustainability.

ما باید تلاش خود را به سمت پایداری دوباره کانال کنیم.

it's time to rechannel our focus on customer satisfaction.

وقت آن رسیده است که تمرکز خود را بر رضایت مشتری دوباره کانال کنیم.

she decided to rechannel her career into education.

او تصمیم گرفت شغل خود را به سمت آموزش دوباره کانال کند.

they need to rechannel their approach to problem-solving.

آنها باید رویکرد خود را برای حل مشکلات دوباره کانال کنند.

we can rechannel our discussions to foster collaboration.

ما می توانیم بحث های خود را برای تقویت همکاری دوباره کانال کنیم.

he aims to rechannel his passion for art into community projects.

او قصد دارد اشتیاق خود را به هنر به پروژه های جامعه دوباره کانال کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید