rehearse

[ایالات متحده]/rɪˈhɜːs/
[بریتانیا]/rɪˈhɜːrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تمرین برای یک اجرا؛
vi. تمرین برای یک اجرا؛ تمرین به منظور بهبود
Word Forms
شکل سوم شخص مفردrehearses
زمان گذشتهrehearsed
صفت یا فعل حال استمراریrehearsing
قسمت سوم فعلrehearsed
جمعrehearses

عبارات و ترکیب‌ها

rehearse lines

تمرین خطوط

جملات نمونه

rehearse the events of the day

رویدادهای روز را تمرین کنید

The actors began to rehearse a few scenes.

بازیگران شروع به تمرین چند صحنه کردند.

they rehearsed Act One from the top.

آنها صحنه اول را از ابتدا تمرین کردند.

She mentally rehearsed what she would say to Jeff.

او آنچه می‌خواست به جف بگوید را از نظر ذهنی تمرین کرد.

The actor rehearsed the lines in his imagination.

بازیگر دیالوگ‌ها را در ذهنش تمرین کرد.

he had rehearsed a thousand fine phrases.

او هزار عبارت زیبا را تمرین کرده بود.

criticisms of factory farming have been rehearsed often enough.

انتقادات مربوط به کشاورزی صنعتی بارها مطرح شده است.

rehearsed her complaints in a letter.See Synonyms at describe

او شکایت‌های خود را در نامه‌ای تمرین کرد. برای یافتن مترادف‌ها به describe مراجعه کنید

He rose at 7 a.m., rehearsed all day and appeared in a play at night.

او ساعت 7 صبح از خواب برخاست، تمام روز تمرین کرد و شب در یک نمایش ظاهر شد.

I’m sure his remarks were rehearsed, not impromptu.

مطمئنم صحبت‌های او از قبل آماده شده بود، نه بداهه.

He had all the words he needed typed out and well rehearsed.

او تمام کلماتی که نیاز داشت را تایپ کرده و به خوبی تمرین کرده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید