| شکل سوم شخص مفرد | rehearses |
| زمان گذشته | rehearsed |
| صفت یا فعل حال استمراری | rehearsing |
| قسمت سوم فعل | rehearsed |
| جمع | rehearses |
rehearse lines
تمرین خطوط
rehearse the events of the day
رویدادهای روز را تمرین کنید
The actors began to rehearse a few scenes.
بازیگران شروع به تمرین چند صحنه کردند.
they rehearsed Act One from the top.
آنها صحنه اول را از ابتدا تمرین کردند.
She mentally rehearsed what she would say to Jeff.
او آنچه میخواست به جف بگوید را از نظر ذهنی تمرین کرد.
The actor rehearsed the lines in his imagination.
بازیگر دیالوگها را در ذهنش تمرین کرد.
he had rehearsed a thousand fine phrases.
او هزار عبارت زیبا را تمرین کرده بود.
criticisms of factory farming have been rehearsed often enough.
انتقادات مربوط به کشاورزی صنعتی بارها مطرح شده است.
rehearsed her complaints in a letter.See Synonyms at describe
او شکایتهای خود را در نامهای تمرین کرد. برای یافتن مترادفها به describe مراجعه کنید
He rose at 7 a.m., rehearsed all day and appeared in a play at night.
او ساعت 7 صبح از خواب برخاست، تمام روز تمرین کرد و شب در یک نمایش ظاهر شد.
I’m sure his remarks were rehearsed, not impromptu.
مطمئنم صحبتهای او از قبل آماده شده بود، نه بداهه.
He had all the words he needed typed out and well rehearsed.
او تمام کلماتی که نیاز داشت را تایپ کرده و به خوبی تمرین کرده بود.
rehearse lines
تمرین خطوط
rehearse the events of the day
رویدادهای روز را تمرین کنید
The actors began to rehearse a few scenes.
بازیگران شروع به تمرین چند صحنه کردند.
they rehearsed Act One from the top.
آنها صحنه اول را از ابتدا تمرین کردند.
She mentally rehearsed what she would say to Jeff.
او آنچه میخواست به جف بگوید را از نظر ذهنی تمرین کرد.
The actor rehearsed the lines in his imagination.
بازیگر دیالوگها را در ذهنش تمرین کرد.
he had rehearsed a thousand fine phrases.
او هزار عبارت زیبا را تمرین کرده بود.
criticisms of factory farming have been rehearsed often enough.
انتقادات مربوط به کشاورزی صنعتی بارها مطرح شده است.
rehearsed her complaints in a letter.See Synonyms at describe
او شکایتهای خود را در نامهای تمرین کرد. برای یافتن مترادفها به describe مراجعه کنید
He rose at 7 a.m., rehearsed all day and appeared in a play at night.
او ساعت 7 صبح از خواب برخاست، تمام روز تمرین کرد و شب در یک نمایش ظاهر شد.
I’m sure his remarks were rehearsed, not impromptu.
مطمئنم صحبتهای او از قبل آماده شده بود، نه بداهه.
He had all the words he needed typed out and well rehearsed.
او تمام کلماتی که نیاز داشت را تایپ کرده و به خوبی تمرین کرده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید