remorse

[ایالات متحده]/rɪˈmɔːs/
[بریتانیا]/rɪˈmɔːrs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پشیمانی، گناه، خودسرزنش
Word Forms
جمعremorses

عبارات و ترکیب‌ها

feel remorse

احساس پشیمانی

deep remorse

پشیمانی عمیق

express remorse

ابراز پشیمانی

show remorse

پشیمانی خود را نشان دادن

جملات نمونه

her remorse could be a blight on that happiness.

پشیمانی او می تواند یک آفت برای آن شادی باشد.

they were filled with remorse and shame.

آنها با پشیمانی و شرم پر شده بودند.

He felt remorse for his crimes.

او برای جنایات خود پشیمان بود.

Remorse preyed on his mind.

پشیمانی در ذهن او ریشه کرد.

Remorse preyed upon his mind.

پشیمانی در ذهن او ریشه کرد.

His remorse is just an artifice to gain sympathy.

پشیمانی او فقط یک حربه برای جلب ترحم است.

a cold-blooded killing untinged by any remorse on your part.

یک قتل بی‌رحمانه که هیچ پشیمانی در آن وجود نداشت.

The poisons generated by remorse inveigh against the system, and eventually produce marked physical deterioration.

زهر ناشی از پشیمانی با سیستم مخالفت می کند و در نهایت باعث فرسودگی جسمی قابل توجه می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید