renunciates

[ایالات متحده]/[rɪˈnjuː.ʃɪ.eɪts]/
[بریتانیا]/[rɪˈnjuː.ʃɪ.eɪts]/

ترجمه

n. افرادی که چیزی را انکار می‌کنند، به ویژه یک باور یا اصل؛ فردی که یک موقعیت یا ادعا را رها می‌کند.
v. انکار یا رد کردن چیزی؛ رها کردن یک موقعیت یا ادعا.

عبارات و ترکیب‌ها

renunciates power

رد می‌کند قدرت

renunciates worldly goods

رد می‌کند دارایی‌های دنیوی

renunciates all

رد می‌کند همه چیز

جملات نمونه

the company's former ceo renunciates his position due to health concerns.

مدیرعامل سابق شرکت به دلیل نگرانی‌های بهداشتی از سمت خود کناره‌گیری می‌کند.

many renunciates choose a life of simplicity and contemplation.

بسیاری از کناره‌گویان یک زندگی ساده و متأمل را انتخاب می‌کنند.

he formally renunciates all claims to the family estate.

او به‌طور رسمی از تمام ادعاهای خود نسبت به املاک خانوادگی کناره‌گیری می‌کند.

the politician's renunciates of previous statements caused controversy.

کناره‌گیری سیاستمدار از اظهارات قبلی باعث جنجال شد.

she renunciates the idea of marrying and having children.

او ایده ازدواج و داشتن فرزند را کنار می‌گذارد.

the monk renunciates worldly possessions and desires.

راهب از دارایی‌های دنیوی و خواسته‌ها کناره‌گیری می‌کند.

the board accepted his renunciates with regret.

هیئت مدیره با ناراحتی از کناره‌گیری او استقبال کرد.

he publicly renunciates his involvement in the scandal.

او به‌طور علنی از دخالت خود در رسوایی کناره‌گیری می‌کند.

the renunciates of the old system were necessary for progress.

کناره‌گیری از سیستم قدیمی برای پیشرفت ضروری بود.

the group of renunciates lived a secluded life in the mountains.

گروهی از کناره‌گویان یک زندگی منزوی در کوه‌ها داشتند.

she renunciates the need for material wealth to find happiness.

او نیاز به ثروت مادی برای یافتن شادی را کنار می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید