ritualisms

[ایالات متحده]/ˈrɪtʃʊəlɪzəm/
[بریتانیا]/ˈrɪtʃuəlɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سیستم یا عمل تشریفات

عبارات و ترکیب‌ها

cultural ritualism

آیین‌های فرهنگی

religious ritualism

آیین‌های مذهبی

social ritualism

آیین‌های اجتماعی

traditional ritualism

آیین‌های سنتی

ceremonial ritualism

آیین‌های تشریفاتی

symbolic ritualism

آیین‌های نمادین

performative ritualism

آیین‌های اجرایی

artistic ritualism

آیین‌های هنری

psychological ritualism

آیین‌های روانشناختی

modern ritualism

آیین‌های مدرن

جملات نمونه

ritualism plays a significant role in many cultures.

آيين‌گرایی نقش مهمی در بسیاری از فرهنگ‌ها ایفا می‌کند.

some people criticize ritualism for being outdated.

برخی افراد آيين‌گرایی را به دلیل قدیمی بودن مورد انتقاد قرار می‌دهند.

ritualism can provide a sense of community.

آيين‌گرایی می‌تواند حس اجتماع را فراهم کند.

many religions incorporate elements of ritualism.

بسیاری از ادیان عناصر آيين‌گرایی را در خود جای می‌دهند.

ritualism often reflects cultural traditions.

آيين‌گرایی اغلب بازتابی از سنت‌های فرهنگی است.

critics argue that ritualism can hinder personal growth.

منتقدان استدلال می‌کنند که آيين‌گرایی می‌تواند رشد شخصی را مختل کند.

ritualism can create a framework for understanding life events.

آيين‌گرایی می‌تواند چارچوبی برای درک وقایع زندگی ایجاد کند.

some psychologists study the effects of ritualism on behavior.

برخی از روان‌شناسان اثرات آيين‌گرایی بر رفتار را مطالعه می‌کنند.

ritualism is often seen in weddings and funerals.

آيين‌گرایی اغلب در عروسی‌ها و مراسم خاکسپاری دیده می‌شود.

understanding ritualism can enhance cultural appreciation.

درک آيين‌گرایی می‌تواند قدردانی فرهنگی را افزایش دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید