saddening

[ایالات متحده]/ˈsædənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsædənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. موجب غمگینی

عبارات و ترکیب‌ها

saddening news

اخبار ناراحت‌کننده

saddening fact

حقیقت ناراحت‌کننده

saddening event

واقعه ناراحت‌کننده

saddening story

داستان ناراحت‌کننده

saddening reality

واقعیت ناراحت‌کننده

saddening trend

روند ناراحت‌کننده

saddening situation

وضعیت ناراحت‌کننده

saddening statistics

آمار ناراحت‌کننده

saddening outcome

نتیجه ناراحت‌کننده

saddening loss

از دست دادن ناراحت‌کننده

جملات نمونه

it is saddening to see so many people suffering.

دیدن رنج بسیاری از مردم ناراحت کننده است.

the saddening news spread quickly through the community.

اخبار ناراحت کننده به سرعت در میان جامعه پخش شد.

her saddening story touched everyone in the room.

داستان ناراحت کننده او همه افراد حاضر در اتاق را تحت تاثیر قرار داد.

it's saddening that we lost such a talented artist.

از دست دادن چنین هنرمندی با استعداد ناراحت کننده است.

the saddening statistics reveal a harsh reality.

آمار ناراحت کننده واقعیت تلخی را نشان می دهد.

he expressed his saddening feelings about the situation.

او احساسات ناراحت کننده خود را در مورد وضعیت بیان کرد.

it was a saddening farewell for the team.

خداحافظی برای تیم ناراحت کننده بود.

the documentary highlighted the saddening effects of climate change.

مستند اثرات ناراحت کننده تغییرات آب و هوایی را برجسته کرد.

seeing the abandoned animals was truly saddening.

دیدن حیوانات رها شده واقعا ناراحت کننده بود.

the saddening reality of war affects everyone.

واقعیت ناراحت کننده جنگ بر همه تاثیر می گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید