sailable waters
آبهای قابل کشتیرانی
sailable ship
کشتی قابل کشتیرانی
was sailable
قابل کشتیرانی بود
the small lake was perfectly sailable in the afternoon.
در بعد از ظهر، دریاچه کوچک کاملاً قابل قایقرانی بود.
we found a small, sailable boat at the marina.
ما یک قایق کوچک و قابل قایقرانی در اسکله پیدا کردیم.
the harbor offered calm waters, making it easily sailable.
بندر آبهای آرام ارائه میداد و آن را به راحتی قابل قایقرانی میکرد.
is the yacht still sailable after the repairs?
آیا قایق تفریحی پس از تعمیرات هنوز قابل قایقرانی است؟
the channel was surprisingly sailable despite the strong wind.
کانال با وجود باد شدید به طرز شگفت انگیزی قابل قایقرانی بود.
they dreamed of a sailable escape from their daily lives.
آنها رویای فرار قابل قایقرانی از زندگی روزمره خود را داشتند.
the protected bay was completely sailable even for beginners.
خلیج محافظت شده حتی برای مبتدیان کاملاً قابل قایقرانی بود.
the river was wide and sailable for a considerable distance.
رودخانه پهن بود و برای مسافت قابل توجهی قابل قایقرانی بود.
a sailable route was identified between the two islands.
یک مسیر قابل قایقرانی بین دو جزیره شناسایی شد.
the conditions were ideal; the sea was perfectly sailable.
شرایط عالی بود؛ دریا کاملاً قابل قایقرانی بود.
they searched for a sailable passage through the archipelago.
آنها به دنبال یک گذرگاه قابل قایقرانی در میان جزایر بودند.
sailable waters
آبهای قابل کشتیرانی
sailable ship
کشتی قابل کشتیرانی
was sailable
قابل کشتیرانی بود
the small lake was perfectly sailable in the afternoon.
در بعد از ظهر، دریاچه کوچک کاملاً قابل قایقرانی بود.
we found a small, sailable boat at the marina.
ما یک قایق کوچک و قابل قایقرانی در اسکله پیدا کردیم.
the harbor offered calm waters, making it easily sailable.
بندر آبهای آرام ارائه میداد و آن را به راحتی قابل قایقرانی میکرد.
is the yacht still sailable after the repairs?
آیا قایق تفریحی پس از تعمیرات هنوز قابل قایقرانی است؟
the channel was surprisingly sailable despite the strong wind.
کانال با وجود باد شدید به طرز شگفت انگیزی قابل قایقرانی بود.
they dreamed of a sailable escape from their daily lives.
آنها رویای فرار قابل قایقرانی از زندگی روزمره خود را داشتند.
the protected bay was completely sailable even for beginners.
خلیج محافظت شده حتی برای مبتدیان کاملاً قابل قایقرانی بود.
the river was wide and sailable for a considerable distance.
رودخانه پهن بود و برای مسافت قابل توجهی قابل قایقرانی بود.
a sailable route was identified between the two islands.
یک مسیر قابل قایقرانی بین دو جزیره شناسایی شد.
the conditions were ideal; the sea was perfectly sailable.
شرایط عالی بود؛ دریا کاملاً قابل قایقرانی بود.
they searched for a sailable passage through the archipelago.
آنها به دنبال یک گذرگاه قابل قایقرانی در میان جزایر بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید