saunter

[ایالات متحده]/ˈsɔːntə(r)/
[بریتانیا]/ˈsɔːntər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پیاده‌روی آرام؛ یک قدم زدن با سرعت آرام
vi. به آرامی و به طور راحت راه رفتن؛ بی‌هدف قدم زدن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردsaunters
قسمت سوم فعلsauntered
جمعsaunters
صفت یا فعل حال استمراریsauntering
زمان گذشتهsauntered

جملات نمونه

Adam sauntered into the room.

آدام با گام‌های آهسته وارد اتاق شد.

a quiet saunter down the road.

یک گشت و گذار آرام در طول جاده.

Let’s go for a saunter along the river.

بایدهای برای یک گشت و گذار در امتداد رودخانه برویم.

He sauntered casually through the door.

او به طور غیررسمی از در عبور کرد.

He sauntered by, looking very pleased with himself.

او با گام‌های آهسته عبور کرد و به نظر خیلی راضی از خودش می‌رسید.

She sauntered onto the set, looking serenely confident.

او با گام‌های آهسته روی صحنه رفت و به نظر خیلی با اعتماد به نفس و آرام رسید.

he possessed sauntering slap-happy courage.

او شجاعت گشت و گذار و خوشحالانه داشت.

Of yore we had sauntered and talked, and effectually put the world behind us;for he was pledged to no institution in it, freeborn, ingenuus.

در گذشته قدم زده و صحبت کرده بودیم و به طور موثر دنیا را پشت سر خود گذاشته بودیم؛ زیرا او به هیچ سازمانی در آن متعهد نبود، آزادزاده، با فضیلت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید