saunters slowly
به آرامی قدم میزند
saunters gracefully
به طور ظریف قدم میزند
saunters around
در اطراف قدم میزند
saunters by
کنار قدم میزند
saunters along
در طول قدم میزند
saunters casually
به طور اتفاقی قدم میزند
saunters quietly
به آرامی و بیصدا قدم میزند
saunters outside
بیرون قدم میزند
saunters home
به سمت خانه قدم میزند
saunters freely
به طور آزادانه قدم میزند
he saunters through the park every morning.
او هر صبح در پارک قدم میزند.
she saunters along the beach, enjoying the sunset.
او در حالی که از غروب خورشید لذت میبرد، در امتداد ساحل قدم میزند.
the cat saunters into the room, looking for attention.
گربه برای جلب توجه وارد اتاق میشود.
they saunter around the city, exploring new cafes.
آنها در شهر قدم میزنند و کافههای جدید را کشف میکنند.
he saunters into the office late, as usual.
او همانطور که معمولاً اتفاق میافتد، دیر در دفتر کار قدم میزند.
she saunters through the garden, admiring the flowers.
او در باغ قدم میزند و از گلها لذت میبرد.
the dog saunters after its owner, wagging its tail.
سگ بعد از صاحبش قدم میزند و با دم خود تکان میدهد.
he saunters home after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری به خانه قدم میزند.
they often saunter through the market on weekends.
آنها اغلب در آخر هفتهها از بازار قدم میزنند.
she saunters around the art gallery, lost in thought.
او در گالری هنری قدم میزند و در افکار خود غرق میشود.
saunters slowly
به آرامی قدم میزند
saunters gracefully
به طور ظریف قدم میزند
saunters around
در اطراف قدم میزند
saunters by
کنار قدم میزند
saunters along
در طول قدم میزند
saunters casually
به طور اتفاقی قدم میزند
saunters quietly
به آرامی و بیصدا قدم میزند
saunters outside
بیرون قدم میزند
saunters home
به سمت خانه قدم میزند
saunters freely
به طور آزادانه قدم میزند
he saunters through the park every morning.
او هر صبح در پارک قدم میزند.
she saunters along the beach, enjoying the sunset.
او در حالی که از غروب خورشید لذت میبرد، در امتداد ساحل قدم میزند.
the cat saunters into the room, looking for attention.
گربه برای جلب توجه وارد اتاق میشود.
they saunter around the city, exploring new cafes.
آنها در شهر قدم میزنند و کافههای جدید را کشف میکنند.
he saunters into the office late, as usual.
او همانطور که معمولاً اتفاق میافتد، دیر در دفتر کار قدم میزند.
she saunters through the garden, admiring the flowers.
او در باغ قدم میزند و از گلها لذت میبرد.
the dog saunters after its owner, wagging its tail.
سگ بعد از صاحبش قدم میزند و با دم خود تکان میدهد.
he saunters home after a long day at work.
او بعد از یک روز طولانی کاری به خانه قدم میزند.
they often saunter through the market on weekends.
آنها اغلب در آخر هفتهها از بازار قدم میزنند.
she saunters around the art gallery, lost in thought.
او در گالری هنری قدم میزند و در افکار خود غرق میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید