scores

[ایالات متحده]/skɔːz/
[بریتانیا]/skɔrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تعداد زیاد؛ بیست (جمع score)؛ امتیازات در یک بازی یا مسابقه؛ مقدار زیاد؛ درصد؛ نتایج امتحان؛ امتیازات (جمع score)
v. علامت‌گذاری کردن؛ امتیاز دادن (سوم شخص مفرد score)
Word Forms
جمعscoress

عبارات و ترکیب‌ها

high scores

بالاترین امتیازات

test scores

نمرات آزمون

score scores

نمرات امتیاز

final scores

نمرات نهایی

low scores

نمرات پایین

average scores

نمرات متوسط

score sheet

برگه امتیاز

scores report

گزارش نمرات

scores table

جدول نمرات

scores update

به‌روزرسانی نمرات

جملات نمونه

he scores high on the math test.

او در آزمون ریاضی نمره بالایی کسب می‌کند.

she scores points with her innovative ideas.

او با ایده‌های نوآورانه خود امتیاز کسب می‌کند.

the team scores a goal in the final minutes.

تیم در دقایق پایانی یک گل به ثمر می‌رساند.

he scores well in all his subjects.

او در همه دروس خود خوب نمره می‌گیرد.

the player scores effortlessly during the game.

بازیکن به راحتی در طول بازی امتیاز کسب می‌کند.

scores of people attended the concert.

افراد زیادی در کنسرت شرکت کردند.

she scores a perfect 10 in gymnastics.

او در ژیمناستیک نمره 10 می‌گیرد.

the movie scores big at the box office.

فیلم در گیشه بسیار موفق عمل می‌کند.

he scores a scholarship for his excellent performance.

او برای عملکرد عالی خود بورسیه تحصیلی دریافت می‌کند.

they score their first victory of the season.

آنها اولین پیروزی فصل خود را کسب می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید