seashores

[ایالات متحده]/ˈsiːʃɔːz/
[بریتانیا]/ˈsiːʃɔrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع سواحل دریا، اشاره به زمینی که در کنار دریا قرار دارد

عبارات و ترکیب‌ها

beautiful seashores

ساحل‌های زیبا

sunny seashores

ساحل‌های آفتابی

remote seashores

ساحل‌های دورافتاده

pristine seashores

ساحل‌های دست‌نخورده

sandy seashores

ساحل‌های شنی

rocky seashores

ساحل‌های صخره‌ای

tranquil seashores

ساحل‌های آرام

charming seashores

ساحل‌های جذاب

tropical seashores

ساحل‌های استوایی

hidden seashores

ساحل‌های پنهان

جملات نمونه

families often gather at the seashores during summer vacations.

خانواده‌ها اغلب در تعطیلات تابستان در سواحل جمع می‌شوند.

the children built sandcastles along the seashores.

کودکان در امتداد سواحل قلعه‌های شنی ساختند.

seashores are perfect for a relaxing evening stroll.

سواحل برای یک گردش آرام‌بخش عصر ایده‌آل هستند.

many species of birds can be seen at the seashores.

بسیاری از گونه‌های پرندگان را می‌توان در سواحل دید.

the sound of waves crashing on the seashores is soothing.

صدای برخورد امواج با سواحل آرامش‌بخش است.

seashores provide a habitat for various marine life.

سواحل زیستگاه حیات دریایی مختلفی را فراهم می‌کنند.

people enjoy picnicking on the seashores during weekends.

مردم از پیک‌نیک در سواحل در آخر هفته‌ها لذت می‌برند.

seashores can be affected by rising sea levels.

سواحل می‌توانند تحت تأثیر افزایش سطح دریاها قرار گیرند.

many artists find inspiration along the seashores.

بسیاری از هنرمندان الهام خود را در امتداد سواحل پیدا می‌کنند.

seashores are often crowded with tourists in the summer.

سواحل اغلب در تابستان مملو از گردشگران هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید