That is a skilful operation.
آن یک عملیات ماهرانه است.
someone had done a skilful paint job.
کسی یک کار نقاشی ماهرانه انجام داده بود.
The skilful operation of a computer is hard to learn.
کار با مهارت با یک کامپیوتر سخت است.
He is a skilful and effortless mechanic.
او یک مکانیک ماهر و بینقص است.
highly skilful in his tactics
بسیار ماهر در تاکتیک هایش
Soon they became very skilful in answering such questions.
به زودی آنها در پاسخ دادن به چنین سؤالاتی بسیار ماهر شدند.
It was very skilful of you to repair my bicycle.
بسیار ماهرانه از شما برای تعمیر دوچرخه من.
Her skilful fingers spun the wool out to a fine thread.
انگشتان ماهرانه او پشم را به نخ نازکی تبدیل کرد.
All our winchman are well trained and \skilled\skilful\proficient\practiced\ in handling winches.
همه اپراتورهای وینچ ما به خوبی آموزش دیده و ماهر در کار با وینچ هستند.
My mistress had a daughter of nine years old, a child of towardly parts for her age, very dexterous at her needle, and skilful in dressing her baby.
همسر من دختری نه ساله داشت، کودکی با توانایی های خوب برای سنش، بسیار چابک در سوزن دوزی و ماهر در لباس پوشاندن نوزادش.
but if your father is sick unto death, you'll send away the valet and wait on your father yourself with your awkward, unpractised hands, and be more comfort to him than a skilful man who's a stranger.
اما اگر پدرتان در آستانه مرگ است، شما خدمتکار را می فرستید و با دست های خود به او خدمت می کنید، حتی اگر دست های شما ناهنجار و غیرمسلط باشند، و برای او آرامش بیشتری نسبت به یک مرد ماهر که غریبه است، فراهم کنید.
That is a skilful operation.
آن یک عملیات ماهرانه است.
someone had done a skilful paint job.
کسی یک کار نقاشی ماهرانه انجام داده بود.
The skilful operation of a computer is hard to learn.
کار با مهارت با یک کامپیوتر سخت است.
He is a skilful and effortless mechanic.
او یک مکانیک ماهر و بینقص است.
highly skilful in his tactics
بسیار ماهر در تاکتیک هایش
Soon they became very skilful in answering such questions.
به زودی آنها در پاسخ دادن به چنین سؤالاتی بسیار ماهر شدند.
It was very skilful of you to repair my bicycle.
بسیار ماهرانه از شما برای تعمیر دوچرخه من.
Her skilful fingers spun the wool out to a fine thread.
انگشتان ماهرانه او پشم را به نخ نازکی تبدیل کرد.
All our winchman are well trained and \skilled\skilful\proficient\practiced\ in handling winches.
همه اپراتورهای وینچ ما به خوبی آموزش دیده و ماهر در کار با وینچ هستند.
My mistress had a daughter of nine years old, a child of towardly parts for her age, very dexterous at her needle, and skilful in dressing her baby.
همسر من دختری نه ساله داشت، کودکی با توانایی های خوب برای سنش، بسیار چابک در سوزن دوزی و ماهر در لباس پوشاندن نوزادش.
but if your father is sick unto death, you'll send away the valet and wait on your father yourself with your awkward, unpractised hands, and be more comfort to him than a skilful man who's a stranger.
اما اگر پدرتان در آستانه مرگ است، شما خدمتکار را می فرستید و با دست های خود به او خدمت می کنید، حتی اگر دست های شما ناهنجار و غیرمسلط باشند، و برای او آرامش بیشتری نسبت به یک مرد ماهر که غریبه است، فراهم کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید