stiletto

[ایالات متحده]/stɪ'letəʊ/
[بریتانیا]/stɪ'lɛto/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خنجر؛ شمشیر کوچک؛ کفش پاشنه بلند باریک زنانه.
Word Forms
جمعstilettos

عبارات و ترکیب‌ها

stilettos

ستیلتو

stiletto heel

پاشنه استیلتو

جملات نمونه

She strutted into the party wearing a pair of stilettos.

او با پوشیدن یک جفت کفش پاشنه بلند به مهمانی قدم گذاشت.

The stiletto heel on her shoe broke while she was dancing.

در حالی که او مشغول رقص بود، پاشنه کفش پاشنه بلند او شکست.

Stilettos can make your legs look longer and slimmer.

کفش پاشنه بلند می تواند باعث شود پاها بلندتر و باریک تر به نظر برسند.

She used a stiletto to open the package.

او از یک خنجر برای باز کردن بسته استفاده کرد.

The stiletto is a popular choice for formal events.

کفش پاشنه بلند یک انتخاب محبوب برای رویدادهای رسمی است.

She carefully balanced herself in the stilettos while walking down the stairs.

او در حالی که از پله ها پایین می رفت، به دقت تعادل خود را در کفش های پاشنه بلند حفظ کرد.

Stilettos are not the most comfortable shoes to wear for long periods.

کفش های پاشنه بلند راحت ترین کفش برای پوشیدن در مدت زمان طولانی نیستند.

The fashion model tripped on her stiletto and fell on the runway.

مدل لباس در هنگام راه رفتن روی نمایشگاه، روی کفش پاشنه بلند خود زمین خورد و افتاد.

She added a touch of glamour to her outfit with a pair of red stilettos.

او با یک جفت کفش پاشنه بلند قرمز، جلوه ای از جذابیت به لباس خود اضافه کرد.

The stiletto punctured the leather bag when she accidentally dropped it.

وقتی او به طور تصادفی آن را انداخت، خنجر کیسه چرمی را سوراخ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید