stretches

[ایالات متحده]/ˈstrɛtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈstrɛtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دوره زمانی; ناحیه; جهت
v. گسترش یافتن; تنگ کردن; کشیده شدن; آسیب رساندن

عبارات و ترکیب‌ها

long stretches

کشیدگی‌های طولانی

gentle stretches

کشیدگی‌های ملایم

muscle stretches

کشیدگی‌های عضلانی

daily stretches

کشیدگی‌های روزانه

static stretches

کشیدگی‌های ایستا

dynamic stretches

کشیدگی‌های پویا

yoga stretches

کشیدگی‌های یوگا

stretching stretches

کشیدگی‌های کششی

calf stretches

کشیدگی‌های ساق پا

arm stretches

کشیدگی‌های بازو

جملات نمونه

the yoga class includes several stretches for flexibility.

کلاس یوگا شامل تمرینات کششی متعددی برای افزایش انعطاف‌پذیری است.

she stretches every morning to start her day right.

او هر روز صبح کشش می‌کند تا روز خود را به درستی شروع کند.

the road stretches for miles through the countryside.

جاده برای مایل‌ها در میان حومه شهر امتداد دارد.

he stretches the truth when telling stories.

او وقتی داستان تعریف می‌کند حقیقت را اغراق می‌کند.

the athlete stretches before every game to prevent injuries.

ورزشکار قبل از هر مسابقه‌ای برای جلوگیری از آسیب‌دیدگی کشش می‌کند.

she stretches her budget to accommodate extra expenses.

او بودجه خود را برای پوشش هزینه‌های اضافی در نظر می‌گیرد.

the fabric stretches easily when pulled.

پارچه به راحتی در هنگام کشیده شدن کشیده می‌شود.

the project stretches across multiple departments.

این پروژه در چندین بخش گسترش می‌یابد.

he stretches his limits to achieve his goals.

او برای رسیدن به اهداف خود، محدودیت‌های خود را در نظر می‌گیرد.

the river stretches out towards the horizon.

رودخانه به سمت افق امتداد دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید