subtleties

[ایالات متحده]/ˈsʌtbəltiz/
[بریتانیا]/ˈsʌtbəlˌtiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جزئیات ظریف یا دقیق؛ کیفیت زیرک بودن؛ هوش یا مهارت؛ تفاوت‌های جزئی یا ناچیز

عبارات و ترکیب‌ها

subtleties of life

نکات ظریف زندگی

subtleties in art

نکات ظریف در هنر

subtleties of language

نکات ظریف زبان

subtleties of taste

نکات ظریف سلیقه

subtleties of meaning

نکات ظریف معنا

subtleties of style

نکات ظریف سبک

subtleties of emotion

نکات ظریف احساسات

subtleties in communication

نکات ظریف ارتباطات

subtleties of culture

نکات ظریف فرهنگ

subtleties of perception

نکات ظریف ادراک

جملات نمونه

she appreciates the subtleties of classical music.

او ظرافت‌های موسیقی کلاسیک را ارزیابی می‌کند.

understanding the subtleties of language is essential for effective communication.

درک ظرافت‌های زبان برای برقراری ارتباط موثر ضروری است.

the artist captures the subtleties of light in her paintings.

هنرمند ظرافت‌های نور را در نقاشی‌های خود به تصویر می‌کشد.

he explained the subtleties of the negotiation process.

او ظرافت‌های فرآیند مذاکره را توضیح داد.

there are many subtleties in her argument that are easy to overlook.

بسیاری از ظرافت‌ها در استدلال او وجود دارد که به راحتی می‌توان از آن‌ها چشم پوشی کرد.

the subtleties of her performance left the audience in awe.

ظرافت‌های اجرا او باعث شد مخاطبان شگفت‌زده شوند.

he is skilled at picking up the subtleties of social interactions.

او در تشخیص ظرافت‌های تعاملات اجتماعی مهارت دارد.

learning the subtleties of a new culture can take time.

یادگیری ظرافت‌های یک فرهنگ جدید ممکن است زمان ببرد.

she wrote about the subtleties of human emotions in her novel.

او در رمان خود درباره ظرافت‌های احساسات انسانی نوشت.

mastering the subtleties of cooking requires practice.

تسلط بر ظرافت‌های آشپزی نیاز به تمرین دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید