form a surmise
حدس زدن
hazard a surmise
حدس زدن
based on surmise
بر اساس حدس
mere surmise
حدس خام
She surmised the truth.
او حدس زد که حقیقت این است.
He was afraid she might surmise the truth.
او از این میترسید که او حدس بزند حقیقت را.
he surmised that something must be wrong.
او حدس زد که حتماً مشکلی وجود دارد.
Charles was glad to have his surmise confirmed.
چارلز از تایید حدس خود خوشحال بود.
From his letter I surmised that he was unhappy.
از نامه اش حدس زدم که او ناراضی است.
We surmised that the delay was caused by some accident.
ما حدس زدیم که تأخیر ناشی از حادثه ای بوده است.
We surmise that containment shifts development from exurban and rural areas to suburban and urban ones because of containment boundaries.
ما حدس میزنیم که مهار، توسعه را از مناطق حومهای و روستایی به مناطق حومهای و شهری به دلیل محدودیتهای مهار تغییر میدهد.
form a surmise
حدس زدن
hazard a surmise
حدس زدن
based on surmise
بر اساس حدس
mere surmise
حدس خام
She surmised the truth.
او حدس زد که حقیقت این است.
He was afraid she might surmise the truth.
او از این میترسید که او حدس بزند حقیقت را.
he surmised that something must be wrong.
او حدس زد که حتماً مشکلی وجود دارد.
Charles was glad to have his surmise confirmed.
چارلز از تایید حدس خود خوشحال بود.
From his letter I surmised that he was unhappy.
از نامه اش حدس زدم که او ناراضی است.
We surmised that the delay was caused by some accident.
ما حدس زدیم که تأخیر ناشی از حادثه ای بوده است.
We surmise that containment shifts development from exurban and rural areas to suburban and urban ones because of containment boundaries.
ما حدس میزنیم که مهار، توسعه را از مناطق حومهای و روستایی به مناطق حومهای و شهری به دلیل محدودیتهای مهار تغییر میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید