touches

[ایالات متحده]/ˈtʌtʃɪz/
[بریتانیا]/ˈtʌtʃɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هایلایت؛ تکنیک؛ قلم‌زنی؛ (در نقاشی) هایلایت؛ قلم‌زنی؛ تکنیک

عبارات و ترکیب‌ها

gentle touches

تماس‌های ملایم

soft touches

تماس‌های لطیف

magic touches

تماس‌های جادویی

final touches

تماس‌های نهایی

loving touches

تماس‌های محبت‌آمیز

healing touches

تماس‌های شفا بخش

personal touches

تماس‌های شخصی

subtle touches

تماس‌های ظریف

artistic touches

تماس‌های هنری

bold touches

تماس‌های جسورانه

جملات نمونه

his words touches my heart deeply.

کلمات او قلب من را به عمق وجودم لمس می‌کند.

the artist's painting touches on important themes.

نقاشی هنرمند به موضوعات مهم اشاره می‌کند.

she gently touches the surface of the water.

او به آرامی سطح آب را لمس می‌کند.

the music touches the soul.

موسیقی روح را لمس می‌کند.

the story touches upon personal struggles.

داستان به مبارزات شخصی اشاره می‌کند.

he touches the lives of many people.

او زندگی بسیاری از افراد را لمس می‌کند.

her smile touches everyone around her.

لبخند او همه اطرافیان را لمس می‌کند.

the documentary touches on environmental issues.

مستند به مسائل زیست محیطی اشاره می‌کند.

when he speaks, he touches on sensitive topics.

وقتی صحبت می‌کند، به موضوعات حساس اشاره می‌کند.

the kind gesture touches my spirit.

این حرکت مهربانانه روح من را لمس می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید