toughening

[ایالات متحده]/ˈtʌfənɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtʌfənɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرآیند سخت‌تر یا قوی‌تر کردن چیزی
n. تنش‌زدایی در دماهای بالا؛ درمان سخت‌سازی

عبارات و ترکیب‌ها

toughening process

فرآیند تقویت

toughening agent

عامل تقویت

toughening treatment

درمان تقویت

toughening method

روش تقویت

toughening effect

اثر تقویت

toughening procedure

روش کار تقویت

toughening mechanism

مکانیزم تقویت

toughening strategy

استراتژی تقویت

toughening technique

تکنیک تقویت

toughening solution

راه حل تقویت

جملات نمونه

he is toughening his mind through meditation.

او ذهن خود را از طریق مراقبه تقویت می‌کند.

toughening the material makes it more durable.

تقویت مواد آن را بادوام‌تر می‌کند.

she believes in toughening her body with regular exercise.

او معتقد است که با ورزش منظم بدن خود را تقویت می‌کند.

toughening up is essential for overcoming challenges.

تقویت کردن برای غلبه بر چالش‌ها ضروری است.

the coach emphasized toughening the team's defense.

مربی بر تقویت دفاع تیم تاکید کرد.

they are toughening the regulations to ensure safety.

آنها قوانین را برای اطمینان از ایمنی تقویت می‌کنند.

toughening your resolve can lead to success.

تقویت اراده شما می‌تواند منجر به موفقیت شود.

he is toughening his skin by spending time outdoors.

او با گذراندن وقت در فضای باز پوست خود را تقویت می‌کند.

the program focuses on toughening students' problem-solving skills.

این برنامه بر تقویت مهارت‌های حل مسئله دانش آموزان تمرکز دارد.

toughening the training regimen improved their performance.

تقویت رژیم آموزشی باعث بهبود عملکرد آنها شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید