unholy

[ایالات متحده]/ʌn'həʊlɪ/
[بریتانیا]/ʌn'holi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. گناه‌آلود؛ غیر مقدس؛ نامناسب

عبارات و ترکیب‌ها

unholy act

عمل ناپاک

unholy alliance

ائتلاف ناپاک

جملات نمونه

she was making an unholy racket.

او در حال ایجاد یک جنجال ناخوشایند بود.

took unholy risks to win the downhill race.

برای بردن در مسابقه اسکی سرعت، خطرات غیرمعمولی به جان خرید.

an unholy alliance between some Mafiosi and Fascists

اتحاد ناپاک بین برخی از مافیایی ها و فاشیست ها

carry on war against the unholy trinity of poverty, illiteracy, and disease

ادامه جنگ علیه سه‌گانه‌ی ناپاک فقر، بی‌سواد بودن و بیماری.

commit an unholy act

انجام یک عمل ناپاک

unholy alliance between the two companies

اتحاد ناخوشایند بین دو شرکت

participate in unholy practices

شرکت در اعمال ناپاک

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید