impious

[ایالات متحده]/'ɪmpɪəs/
[بریتانیا]/'ɪmpɪəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌احترام، بدون ایمان، فاقد دیانت.

جملات نمونه

the emperor's impious attacks on the Church.

حملات ناخداسته‌وار امپراتور به کلیسا.

impious toward one's parents.

بی‌احترامی نسبت به والدین

All the images were taken down.And though the angels came down from heaven so it was said and beat the impious emperors, the iconoclasm continued.

همه تصاویر حذف شدند. و اگرچه گفته شد که فرشتگان از بهشت ​​پایین آمدند و امپراطوران بی‌احترام را شکست دادند، تصویرگری ادامه یافت.

to show impious disrespect

نشان دادن بی‌احترامی بی‌احترامی

impious behavior towards elders

رفتار بی‌احترامی نسبت به بزرگترها

to act in an impious manner

عمل به روشی بی‌احترام

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید