unhulled

[ایالات متحده]/ʌnˈhʌld/
[بریتانیا]/ʌnˈhʌld/

ترجمه

adj. بدون برداشت بدنه

عبارات و ترکیب‌ها

unhulled rice

برنج غيرپخته

unhulled barley

جو غيرپخته

unhulled oats

جو دوسر غيرپخته

unhulled seeds

دانه‌های غيرپخته

unhulled grains

غلات غيرپخته

unhulled legumes

حبوبات غيرپخته

unhulled wheat

گندم غيرپخته

unhulled quinoa

کینوآ غيرپخته

unhulled millet

اشو غيرپخته

unhulled nuts

آجیل غيرپخته

جملات نمونه

unhulled rice is often more nutritious than polished rice.

برنج غیر صیقلی اغلب از برنج صیقلی مغذی‌تر است.

many health enthusiasts prefer unhulled grains for their fiber content.

بسیاری از علاقه مندان به سلامتی ترجیح می دهند غلات غیر فرآوری شده را به دلیل محتوای فیبری خود انتخاب کنند.

unhulled barley can be used in soups and salads.

جو غیر فرآوری شده را می توان در سوپ ها و سالادها استفاده کرد.

cooking unhulled oats requires a longer preparation time.

پخت جو دوسر غیر فرآوری شده زمان آماده سازی طولانی تری نیاز دارد.

unhulled seeds are gaining popularity in health food markets.

دانه‌های غیر فرآوری شده در حال محبوب شدن در بازارهای مواد غذایی سالم هستند.

some people enjoy the chewy texture of unhulled rice.

برخی افراد از بافت جویدنی برنج غیر فرآوری شده لذت می برند.

unhulled grains can enhance the flavor of your dishes.

غلات غیر فرآوری شده می توانند طعم غذاهای شما را افزایش دهند.

eating unhulled products may support digestive health.

مصرف محصولات غیر فرآوری شده ممکن است از سلامت دستگاه گوارش حمایت کند.

unhulled foods are often recommended for a balanced diet.

غذاهای غیر فرآوری شده اغلب برای یک رژیم غذایی متعادل توصیه می شوند.

farmers are increasingly growing unhulled varieties of grains.

کشاورزان به طور فزاینده ای در حال کشت انواع غیر فرآوری شده غلات هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید