uninterruptedly

[ایالات متحده]/'ʌnintə'rʌptidli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون وقفه، به طور مداوم

جملات نمونه

The music played uninterruptedly for hours.

موسیقی به طور مداوم برای ساعت‌ها پخش شد.

She worked uninterruptedly on her project all day.

او تمام روز بدون وقفه روی پروژه خود کار کرد.

The machine ran uninterruptedly for weeks.

ماشین برای هفته‌ها بدون وقفه کار کرد.

He spoke uninterruptedly for over an hour.

او بیش از یک ساعت بدون وقفه صحبت کرد.

The rain fell uninterruptedly throughout the night.

باران در طول شب بدون وقفه می‌بارید.

The film was screened uninterruptedly for the film festival.

فیلم برای جشنواره فیلم بدون وقفه اکران شد.

The phone rang uninterruptedly during the meeting.

در طول جلسه تلفن بدون وقفه زنگ می‌خورد.

The alarm went off uninterruptedly until it was turned off.

آلارم بدون وقفه به صدا درآمد تا زمانی که خاموش شد.

She read the book uninterruptedly from cover to cover.

او کتاب را از ابتدا تا انتها بدون وقفه خواند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید