unlawfully

[ایالات متحده]/ʌn'lɔfəli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور غیرقانونی یا نادرست، به روشی نامناسب.

جملات نمونه

He was unlawfully detained by the police.

او به طور غیرقانونی توسط پلیس بازداشت شد.

The company unlawfully terminated his contract.

شرکت به طور غیرقانونی قرارداد او را فسخ کرد.

She was unlawfully dismissed from her job.

او به طور غیرقانونی از کار اخراج شد.

The landlord unlawfully entered the tenant's apartment.

مالک به طور غیرقانونی وارد آپارتمان مستاجر شد.

He unlawfully accessed confidential information.

او به طور غیرقانونی به اطلاعات محرمانه دسترسی داشت.

The protesters were unlawfully arrested by the authorities.

معترضان به طور غیرقانونی توسط مقامات دستگیر شدند.

The website was unlawfully hacked by cybercriminals.

وب سایت به طور غیرقانونی توسط مجرمان سایبری هک شد.

She unlawfully parked in a no-parking zone.

او به طور غیرقانونی در منطقه ممنوع پارک کرد.

The suspect unlawfully possessed a weapon.

مشتبه بود که به طور غیرقانونی یک سلاح داشت.

The company unlawfully discriminated against employees based on their gender.

شرکت به طور غیرقانونی بر اساس جنسیت با کارمندان تبعیض قائل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید