unveiled

[ایالات متحده]/ˌʌn'veild/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. در معرض; به عموم شناسانده شده
v. فاش شده; عمومی شده
Word Forms
زمان گذشتهunveiled

جملات نمونه

The company unveiled its new product line at the trade show.

شرکت، خط تولید جدید خود را در نمایشگاه تجاری معرفی کرد.

The artist unveiled his latest masterpiece at the gallery.

هنرمند، اثر هنری جدید خود را در گالری به نمایش گذاشت.

The government unveiled its plan to improve public transportation.

دولت طرح خود برای بهبود حمل و نقل عمومی را معرفی کرد.

The designer unveiled the new collection during Fashion Week.

طراح، مجموعه جدید را در طول هفته مد رونمایی کرد.

The museum unveiled a rare artifact to the public.

موزه یک شی باستانی کمیاب را برای عموم مردم رونمایی کرد.

The chef unveiled a new menu for the restaurant.

سرآشپز منوی جدید را برای رستوران معرفی کرد.

The tech company unveiled its latest smartphone model.

شرکت فناوری مدل جدید گوشی هوشمند خود را معرفی کرد.

The author unveiled the cover of her upcoming book.

نویسنده جلد کتاب جدید خود را رونمایی کرد.

The team unveiled their new uniforms for the upcoming season.

تیم لباس‌های جدید خود را برای فصل آینده رونمایی کرد.

The university unveiled a new scholarship program for students.

دانشگاه یک برنامه بورسیه جدید برای دانشجویان رونمایی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید