unwinding road
مسیر در حال باز شدن
unwinding spring
چشمه در حال باز شدن
unwinding slowly
به آرامی در حال باز شدن
unwinding process
فرآیند باز شدن
unwinding time
زمان باز شدن
unwinding music
موسیقی آرامشبخش
unwinding after
بعد از باز شدن
unwinding nerves
آرام کردن اعصاب
after a long day at work, i enjoy unwinding with a good book.
بعد از یک روز طولانی کاری، از استراحت کردن با یک کتاب خوب لذت میبرم.
the weekend is the perfect time for unwinding and recharging your batteries.
آخر هفته زمان مناسبی برای استراحت و تجدید قوا است.
she found unwinding by taking a long bath with scented candles.
او با حمام طولانی با شمعهای معطر، استراحت را پیدا کرد.
we spent the evening unwinding with friends over dinner and drinks.
ما شب را با دوستان در کنار شام و نوشیدنی استراحت کردیم.
the gentle music helped him unwind after the stressful meeting.
موسیقی آرام به او کمک کرد تا بعد از جلسه استرسزا آرام شود.
yoga is a great way of unwinding and reducing stress levels.
یوگا راهی عالی برای استراحت و کاهش سطح استرس است.
the scenic view provided a welcome opportunity for unwinding.
منظره زیبا فرصتی خوشایند برای استراحت فراهم کرد.
he likes unwinding by listening to classical music on the patio.
او دوست دارد با گوش دادن به موسیقی کلاسیک در پاسیو استراحت کند.
the kids were finally unwinding after a busy day at school.
کودکان بالاخره بعد از یک روز شلوغ در مدرسه آرام شدند.
unwinding with a cup of tea is a comforting ritual for many people.
استراحت با یک فنجان چای یک آیین دلپذیر برای بسیاری از مردم است.
the massage therapist helped her unwind her tense muscles.
ماساژ درمانگر به او کمک کرد تا عضلات گرفتهاش را آرام کند.
unwinding road
مسیر در حال باز شدن
unwinding spring
چشمه در حال باز شدن
unwinding slowly
به آرامی در حال باز شدن
unwinding process
فرآیند باز شدن
unwinding time
زمان باز شدن
unwinding music
موسیقی آرامشبخش
unwinding after
بعد از باز شدن
unwinding nerves
آرام کردن اعصاب
after a long day at work, i enjoy unwinding with a good book.
بعد از یک روز طولانی کاری، از استراحت کردن با یک کتاب خوب لذت میبرم.
the weekend is the perfect time for unwinding and recharging your batteries.
آخر هفته زمان مناسبی برای استراحت و تجدید قوا است.
she found unwinding by taking a long bath with scented candles.
او با حمام طولانی با شمعهای معطر، استراحت را پیدا کرد.
we spent the evening unwinding with friends over dinner and drinks.
ما شب را با دوستان در کنار شام و نوشیدنی استراحت کردیم.
the gentle music helped him unwind after the stressful meeting.
موسیقی آرام به او کمک کرد تا بعد از جلسه استرسزا آرام شود.
yoga is a great way of unwinding and reducing stress levels.
یوگا راهی عالی برای استراحت و کاهش سطح استرس است.
the scenic view provided a welcome opportunity for unwinding.
منظره زیبا فرصتی خوشایند برای استراحت فراهم کرد.
he likes unwinding by listening to classical music on the patio.
او دوست دارد با گوش دادن به موسیقی کلاسیک در پاسیو استراحت کند.
the kids were finally unwinding after a busy day at school.
کودکان بالاخره بعد از یک روز شلوغ در مدرسه آرام شدند.
unwinding with a cup of tea is a comforting ritual for many people.
استراحت با یک فنجان چای یک آیین دلپذیر برای بسیاری از مردم است.
the massage therapist helped her unwind her tense muscles.
ماساژ درمانگر به او کمک کرد تا عضلات گرفتهاش را آرام کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید