welcomed

[ایالات متحده]/ˈwɛlkəmd/
[بریتانیا]/ˈwɛlkəmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی به صورت گرم و دوستانه سلام گفتن; چیزی را با خوشحالی پذیرفتن; امیدوار بودن که چیزی اتفاق بیفتد

عبارات و ترکیب‌ها

warmly welcomed

به گرمی مورد استقبال قرار گرفت

newly welcomed

به تازگی مورد استقبال قرار گرفت

frequently welcomed

به طور مکرر مورد استقبال قرار گرفت

eagerly welcomed

با اشتیاق مورد استقبال قرار گرفت

officially welcomed

به طور رسمی مورد استقبال قرار گرفت

gratefully welcomed

با قدردانی مورد استقبال قرار گرفت

happily welcomed

با خوشحالی مورد استقبال قرار گرفت

openly welcomed

به طور آشکارا مورد استقبال قرار گرفت

warm welcomed

به گرمی مورد استقبال قرار گرفت

widely welcomed

به طور گسترده مورد استقبال قرار گرفت

جملات نمونه

the guests were warmly welcomed at the event.

مهمانان با صمیمیت در این رویداد مورد استقبال قرار گرفتند.

new students are always welcomed at the orientation.

دانشجویان جدید همواره در جلسه معرفی مورد استقبال قرار می‌گیرند.

her ideas were welcomed by the team.

ایده‌های او توسط تیم مورد استقبال قرار گرفت.

he felt welcomed in the new community.

او در جامعه جدید احساس خوش‌آمدگویی کرد.

feedback from customers is welcomed by the company.

بازخورد از مشتریان توسط شرکت مورد استقبال قرار می‌گیرد.

the proposal was welcomed by the board members.

پیشنهاد توسط اعضای هیئت مدیره مورد استقبال قرار گرفت.

volunteers are always welcomed at the shelter.

همیشه داوطلبان در پناهگاه مورد استقبال قرار می‌گیرند.

her return to the team was welcomed by everyone.

بازگشت او به تیم توسط همه مورد استقبال قرار گرفت.

new ideas are welcomed in our brainstorming sessions.

ایده‌های جدید در جلسات طوفان فکری ما مورد استقبال قرار می‌گیرند.

he was welcomed with open arms by his family.

او با آغوش باز توسط خانواده‌اش مورد استقبال قرار گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید