whirler

[ایالات متحده]/ˈwɜːlə/
[بریتانیا]/ˈwɜrlər/

ترجمه

n. یک دستگاه یا ماشین که می‌چرخد یا می‌چرخاند
Word Forms
جمعwhirlers

عبارات و ترکیب‌ها

top whirler

چرخنده بالایی

whirler toy

اسباب بازی چرخنده

whirler machine

ماشین چرخنده

whirler game

بازی چرخنده

whirler effect

اثر چرخنده

whirler dance

رقص چرخنده

whirler design

طراحی چرخنده

whirler festival

جشنواره چرخنده

whirler competition

مسابقه چرخنده

whirler art

هنر چرخنده

جملات نمونه

the whirler spun around quickly in the amusement park.

چرخنده به سرعت در پارک تفریحی چرخید.

she felt like a whirler on the dance floor, moving with grace.

او احساس می‌کرد مانند یک چرخنده روی زمین رقص، با ظرافت حرکت می‌کند.

the whirler's bright colors attracted many children.

رنگ‌های روشن چرخنده توجه بسیاری از کودکان را جلب کرد.

he was the whirler of the group, always full of energy.

او چرخنده گروه بود، همیشه پرانرژی.

the whirler created a whirlwind of excitement at the festival.

چرخنده یک گرداب از هیجان در جشنواره ایجاد کرد.

as a whirler, she loved to perform in front of large crowds.

به عنوان یک چرخنده، او عاشق اجرا در مقابل جمعیت زیاد بود.

the whirler's movements were mesmerizing to watch.

حرکات چرخنده برای تماشا مسحور کننده بود.

they built a new whirler for the children's playground.

آنها یک چرخنده جدید برای زمین بازی کودکان ساختند.

the whirler made the party more lively and fun.

چرخنده مهمانی را شاداب‌تر و سرگرم‌کننده‌تر کرد.

everyone cheered as the whirler took off into the sky.

همه تشویق کردند وقتی چرخنده به سمت آسمان پرواز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید