wholes

[ایالات متحده]/wəʊlz/
[بریتانیا]/whoʊlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع کل

عبارات و ترکیب‌ها

whole foods

غذاهای سالم

whole number

عدد صحیح

whole grain

غله کامل

whole house

کل خانه

whole life

کل زندگی

whole heart

قلبِ تمام‌شان

whole world

کل دنیا

whole team

کل تیم

whole process

کل فرآیند

whole picture

تصویر کلی

جملات نمونه

she sees the wholes in the fabric that need mending.

او حفره‌های موجود در پارچه را که نیاز به تعمیر دارند، می‌بیند.

he bought the cheese in wholes instead of slices.

او به جای برش، پنیر را به صورت کامل خرید.

the wholes of the project were discussed in detail.

در مورد کل پروژه به طور مفصل بحث شد.

we need to consider the wholes of the economy.

ما باید کل اقتصاد را در نظر بگیریم.

the artist painted the wholes of the landscape beautifully.

هنرمند به زیبایی کل منظره را نقاشی کرد.

they analyzed the wholes of the data set for patterns.

آنها کل مجموعه داده را برای یافتن الگوها تجزیه و تحلیل کردند.

finding wholes in a puzzle can be challenging.

پیدا کردن کل در یک پازل می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

to understand the story, you must see the wholes.

برای درک داستان، باید کل را ببینید.

the wholes of the community were affected by the changes.

کل جامعه تحت تأثیر تغییرات قرار گرفت.

she focused on the wholes rather than the details.

او به جای جزئیات، بر کل تمرکز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید