false accusation
اتهام نادرست
accusation of theft
اتهام سرقت
serious accusation
اتهام جدی
unfounded accusation
اتهام بیاساس
accusation of fraud
اتهام کلاهبرداری
there was accusation in Brian's voice.
اتهامی در صدای برایان وجود داشت.
the accusations are not disputed.
اتهامات مورد اختلاف نیستند.
the accusation upset her.
اتهام او را ناراحت کرد.
to deny an accusation
برای انکار اتهام
to retract an accusation
برای پس گرفتن اتهام
accusations of racial prejudice.
اتهامات تبعیض نژادی.
an accusation that is really off the wall.
اتهامی که واقعاً دور از ذهن است.
accusations that amount to an indictment.
اتهاماتی که به یک محکمه تبدیل می شوند.
a groundless accusation
یک اتهام بی اساس
the accusations flew thick and fast.
اتهامات به سرعت و با شدت زیاد مطرح شدند.
accusations lethal to the candidate's image.
اتهاماتی که برای تصویر نامزد کشنده بود.
wild accusations; a wild guess.
اتهامات وحشیانه؛ یک حدس وحشیانه.
He made a false accusation against the Smiths.
او یک اتهام نادرست علیه خانواده اسمیت مطرح کرد.
They leveled an accusation against her.
آنها یک اتهام علیه او مطرح کردند.
She maintains that the accusation is groundless.
او ادعا می کند که اتهام بی اساس است.
an answer to a charge or accusation
پاسخی به اتهام یا اتهامات
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید