accusation

[ایالات متحده]/ˌækjuˈzeɪʃn/
[بریتانیا]/ˌækjuˈzeɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرزنش; اتهام; ادعا

عبارات و ترکیب‌ها

false accusation

اتهام نادرست

accusation of theft

اتهام سرقت

serious accusation

اتهام جدی

unfounded accusation

اتهام بی‌اساس

accusation of fraud

اتهام کلاهبرداری

جملات نمونه

there was accusation in Brian's voice.

اتهامی در صدای برایان وجود داشت.

the accusations are not disputed.

اتهامات مورد اختلاف نیستند.

the accusation upset her.

اتهام او را ناراحت کرد.

to deny an accusation

برای انکار اتهام

to retract an accusation

برای پس گرفتن اتهام

accusations of racial prejudice.

اتهامات تبعیض نژادی.

an accusation that is really off the wall.

اتهامی که واقعاً دور از ذهن است.

accusations that amount to an indictment.

اتهاماتی که به یک محکمه تبدیل می شوند.

a groundless accusation

یک اتهام بی اساس

the accusations flew thick and fast.

اتهامات به سرعت و با شدت زیاد مطرح شدند.

accusations lethal to the candidate's image.

اتهاماتی که برای تصویر نامزد کشنده بود.

wild accusations; a wild guess.

اتهامات وحشیانه؛ یک حدس وحشیانه.

He made a false accusation against the Smiths.

او یک اتهام نادرست علیه خانواده اسمیت مطرح کرد.

They leveled an accusation against her.

آنها یک اتهام علیه او مطرح کردند.

She maintains that the accusation is groundless.

او ادعا می کند که اتهام بی اساس است.

an answer to a charge or accusation

پاسخی به اتهام یا اتهامات

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید