archer

[ایالات متحده]/ˈɑːtʃə(r)/
[بریتانیا]/ˈɑːrtʃər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کماندار

عبارات و ترکیب‌ها

skilled archer

تیرانداز ماهر

archer competition

مسابقه تیراندازی

medieval archer

تیرانداز قرون وسطی

جملات نمونه

The archer aimed true.

تیرانداز با دقت هدف را نشانه گرفت.

The archer can bend a strong bow.

تیرانداز می‌تواند یک کمان قوی را خم کند.

the archers played a decisive part in the victory.

تیراندازان نقش مهمی در پیروزی ایفا کردند.

The archer’s shot was a perfect bull’s-eye.

شوت تیرانداز یک هدف دقیق بود.

The archer strung his bow and aimed an arrow at the target.

تیرانداز کمان خود را زه کرد و یک تیر را به سمت هدف نشانه گرفت.

During the decisive naval battle of Svold Island in 1000, King Olaf of Norway sent into the rigging Einar, the best archer in the country, and told him to kill the rebel Jarl Eric.

در نبرد دریایی سرنوشت‌ساز جزیره سوولد در سال 1000، پادشاه اولاف نروژ، اینار، بهترین تیرانداز کشور، را به دکل‌ها فرستاد و به او دستور داد که یارل اریک شورشی را بکشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید