co

[ایالات متحده]/ˌsiː ˈəʊ/
[بریتانیا]/koʊ-; ˌsiː ˈoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مونوکسید کربن; n. پرداخت در محل; n. گواهی مبدا; n. کلمبیا.

عبارات و ترکیب‌ها

co-worker

همکار

co-own

هم‌مالک

cooperate

همکاری کردن

collaborate

همکاری کردن

coexist

همزیستی

cohesive

منسجم

coastline

خط ساحلی

coincide

هم‌زمانی

codependent

وابسته

cooperative

همکاری کننده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید