deceiving

[ایالات متحده]/dɪˈsiːvɪŋ/
[بریتانیا]/dɪˈsiːvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث شدن که کسی به چیزی که درست نیست باور داشته باشد

عبارات و ترکیب‌ها

deceiving smile

لبخند فریبنده

deceiving appearance

ظاهر فریبنده

deceiving words

کلمات فریبنده

deceiving light

نور فریبنده

deceiving charm

جذابیت فریبنده

deceiving tactics

تاکتیک‌های فریبنده

deceiving nature

طبیعت فریبنده

deceiving tactic

تاکتیک فریبنده

deceiving gesture

حرکت فریبنده

deceiving illusion

توهم فریبنده

جملات نمونه

his smile was deceiving, hiding his true intentions.

لبخندش فریبنده بود و قصد و نیت واقعی‌اش را پنهان می‌کرد.

she found the advertisement deceiving and misleading.

او تبلیغ را فریبنده و گمراه کننده یافت.

deceiving appearances can lead to serious misunderstandings.

ظاهر فریبنده می‌تواند منجر به سوء تفاهم جدی شود.

the magician was skilled at deceiving the audience.

جادوگر در فریب دادن مخاطبان مهارت داشت.

he realized that his friend had been deceiving him all along.

او متوجه شد که دوستش تمام مدت او را فریب داده است.

deceiving others for personal gain is unethical.

فریب دادن دیگران برای کسب سود شخصی غیراخلاقی است.

her compliments were often deceiving, masking her true feelings.

تعارف‌های او اغلب فریبنده بودند و احساسات واقعی‌اش را پنهان می‌کردند.

deceiving oneself can be just as harmful as deceiving others.

فریب دادن خودتان می‌تواند به اندازه فریب دادن دیگران مضر باشد.

they were deceiving their customers with false promises.

آنها با وعده‌های دروغین مشتریان خود را فریب می‌دادند.

the film's plot revolves around a deceiving identity.

طرح فیلم حول یک هویت فریبنده می‌چرخد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید