deceiving smile
لبخند فریبنده
deceiving appearance
ظاهر فریبنده
deceiving words
کلمات فریبنده
deceiving light
نور فریبنده
deceiving charm
جذابیت فریبنده
deceiving tactics
تاکتیکهای فریبنده
deceiving nature
طبیعت فریبنده
deceiving tactic
تاکتیک فریبنده
deceiving gesture
حرکت فریبنده
deceiving illusion
توهم فریبنده
his smile was deceiving, hiding his true intentions.
لبخندش فریبنده بود و قصد و نیت واقعیاش را پنهان میکرد.
she found the advertisement deceiving and misleading.
او تبلیغ را فریبنده و گمراه کننده یافت.
deceiving appearances can lead to serious misunderstandings.
ظاهر فریبنده میتواند منجر به سوء تفاهم جدی شود.
the magician was skilled at deceiving the audience.
جادوگر در فریب دادن مخاطبان مهارت داشت.
he realized that his friend had been deceiving him all along.
او متوجه شد که دوستش تمام مدت او را فریب داده است.
deceiving others for personal gain is unethical.
فریب دادن دیگران برای کسب سود شخصی غیراخلاقی است.
her compliments were often deceiving, masking her true feelings.
تعارفهای او اغلب فریبنده بودند و احساسات واقعیاش را پنهان میکردند.
deceiving oneself can be just as harmful as deceiving others.
فریب دادن خودتان میتواند به اندازه فریب دادن دیگران مضر باشد.
they were deceiving their customers with false promises.
آنها با وعدههای دروغین مشتریان خود را فریب میدادند.
the film's plot revolves around a deceiving identity.
طرح فیلم حول یک هویت فریبنده میچرخد.
deceiving smile
لبخند فریبنده
deceiving appearance
ظاهر فریبنده
deceiving words
کلمات فریبنده
deceiving light
نور فریبنده
deceiving charm
جذابیت فریبنده
deceiving tactics
تاکتیکهای فریبنده
deceiving nature
طبیعت فریبنده
deceiving tactic
تاکتیک فریبنده
deceiving gesture
حرکت فریبنده
deceiving illusion
توهم فریبنده
his smile was deceiving, hiding his true intentions.
لبخندش فریبنده بود و قصد و نیت واقعیاش را پنهان میکرد.
she found the advertisement deceiving and misleading.
او تبلیغ را فریبنده و گمراه کننده یافت.
deceiving appearances can lead to serious misunderstandings.
ظاهر فریبنده میتواند منجر به سوء تفاهم جدی شود.
the magician was skilled at deceiving the audience.
جادوگر در فریب دادن مخاطبان مهارت داشت.
he realized that his friend had been deceiving him all along.
او متوجه شد که دوستش تمام مدت او را فریب داده است.
deceiving others for personal gain is unethical.
فریب دادن دیگران برای کسب سود شخصی غیراخلاقی است.
her compliments were often deceiving, masking her true feelings.
تعارفهای او اغلب فریبنده بودند و احساسات واقعیاش را پنهان میکردند.
deceiving oneself can be just as harmful as deceiving others.
فریب دادن خودتان میتواند به اندازه فریب دادن دیگران مضر باشد.
they were deceiving their customers with false promises.
آنها با وعدههای دروغین مشتریان خود را فریب میدادند.
the film's plot revolves around a deceiving identity.
طرح فیلم حول یک هویت فریبنده میچرخد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید