rag doll
عروسک پارچهای
Barbie doll
عروسک باربی
porcelain doll
عروسک چینی
baby doll
عروسک نوزاد
I won this doll in a raffle.
من این عروسک را در یک قرعهکشی برنده شدم.
a doll that was cut from paper.
یک عروسکی که از کاغذ برش خورده بود.
would you be a doll and set the table?.
آیا حاضرید عروسک باشید و میز را بچینید؟
Then he threw the doll into wastebin again.
سپس او دوباره عروسک را در سطل زباله انداخت.
The child clasped the doll tightly.
کودک عروسک را محکم در آغوش گرفت.
She was dolled up in jewels.
او با جواهرات آراسته شده بود.
A beautiful doll is hung over the window.
یک عروسک زیبا روی پنجره آویخته شده است.
I'm going to get a doll's house for my birthday.
من قصد دارم یک خانه عروسکی برای تولد روزم به دست بیاورم.
I got all dolled up for a party.
من برای یک مهمانی کاملاً آراسته شدم.
porcelain teacups; a doll with a porcelain face.
فنجانهای چای چینی؛ یک عروسک با چهرهای چینی.
He carved a doll from a block of wood.
او یک عروسک از یک تکه چوب حکاکی کرد.
Julia dolled herself up for the party.
جولیا برای مهمانی خودش را آراسته کرد.
The girl clutched her doll to her breast.
دختر عروسکش را به سینهاش فشرد.
One puppeteer controls the doll's head, face, and right hand.
یک عروسکگردان سر، صورت و دست راست عروسک را کنترل میکند.
The child clutched the doll to her arms and would not show it to anyone.
کودک عروسک را به بازوهایش فشرد و نمیخواست به کسی نشان دهد.
She dolled herself up as though she has been a girl of eighteen.
او خودش را آراسته کرد انگار که هجده ساله است.
And then Simon saw that what she had cradled, that which now dangled from an outflung hand, was a doll… a doll made from reeds and leaves and twining stems of grass.
و سپس سایمون دید که آنچه او در آغوش گرفته بود، آنچه اکنون از دست دراز شده آویزان بود، یک عروسک بود... یک عروسک ساخته شده از نی و برگ و ساقه های پیچ خورده علف.
golliwog -- 1.A grotesquely-dressed black-faced male doll with dark fuzzy hair. 2.
golliwog -- 1. یک عروسک مذکر با چهره سیاه و لباس عجیب و غریب با موهای پشمالوی تیره. 2.
golliwog -- 1.A grotesquely-dressed black-faced male doll;with dark fuzzy hair. 2.
golliwog -- 1. یک عروسک مذکر با چهره سیاه و لباس عجیب و غریب؛ با موهای پشمالوی تیره. 2.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید