intense

[ایالات متحده]/ɪnˈtens/
[بریتانیا]/ɪnˈtens/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قوی; محکم; پرشور; بسیار قوی

عبارات و ترکیب‌ها

intense heat

گرما شدید

intense workout

تمرین شدید

intense emotions

احساسات شدید

intense competition

رقابت شدید

intense focus

تمرکز شدید

intense pain

درد شدید

intense emotion

احساسات شدید

intense cold

سرمای شدید

جملات نمونه

an intense grassy green.

یک سبز علفی شدید

a phase of intense activity.

یک دوره فعالیت شدید

a low, intense mutter.

غرغره‌ای کم و شدید

the intense sun of the tropics.

آفتاب شدید مناطق استوایی

an intense sentiment of horror.

حس ترس شدید

an intense young lady

یک خانم جوان باهوش

Susan was an intense young lady.

سوزان یک خانم جوان باهوش بود.

fierce loyalty.See Synonyms at intense

وفاداری سرسخت. برای مترادف ها به شدید مراجعه کنید

intensive training.See Usage Note at intense

آموزش فشرده. برای نکته استفاده به بخش 'فشرده' مراجعه کنید

a vehement denial.See Synonyms at intense

یک انکار قوی. برای مترادف ها به بخش 'فشرده' مراجعه کنید

A serious toothache is an intense pain.

یک دندان درد جدی یک درد شدید است.

ignoble feelings of intense jealousy.

احساسات پست و شدید حسادت

the job demands intense concentration.

این کار نیاز به تمرکز شدید دارد.

intense and saturated colour.

رنگ شدید و насыщенный

he suffered intense pain.

او درد شدیدی را متحمل شد.

نمونه‌های واقعی

Sometimes, it seems too intense to handle.

گاهی اوقات، به نظر می‌رسد تحمل آن بسیار زیاد است.

منبع: The wisdom of Laozi's life.

This way the colors seemed more intense.

به این ترتیب رنگ‌ها بیشتر به نظر می‌رسیدند.

منبع: Curious Muse

Training for new recruits is difficult and intense.

آموزش برای سربازان جدید دشوار و طاقت‌فرسا است.

منبع: VOA Special September 2016 Collection

It's not quite as intense as yellow.

تقریباً به اندازه زرد شدید نیست.

منبع: Emma's delicious English

Intense snowfall was expected in New England.

انتظار می‌رفت بارش شدید برف در نیوانگلند رخ دهد.

منبع: CNN 10 Student English March 2018 Collection

In Ecuador, the competition is at its most intense.

در اکوادور، رقابت در اوج خود و بسیار شدید است.

منبع: The mysteries of the Earth

As for Jobs, his devotion was intense.

در مورد جابز، تعهد او شدید بود.

منبع: Steve Jobs Biography

That's actually a pocket of very, very intense magnetic field.

در واقع، این یک ناحیه با میدان مغناطیسی بسیار شدید است.

منبع: CNN Listening Compilation July 2022

You guys are just so intense with each other, you know?

شماها نسبت به یکدیگر خیلی شدید هستید، می‌دانید؟

منبع: Our Day This Season 1

" Yeah, that's it -- it's intense."

" بله، همین است - این شدید است."

منبع: VOA Special March 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید