irritable

[ایالات متحده]/ˈɪrɪtəbl/
[بریتانیا]/ˈɪrɪtəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به راحتی ناراحت یا بی‌صبر

عبارات و ترکیب‌ها

irritable bowel syndrome

سندرم روده تحریک پذیر

جملات نمونه

She was irritable when she was unhappy.

او وقتی ناراضی بود، عصبی می‌شد.

He gets irritable when he’s got toothache.

وقتی دندان‌درد دارد، او عصبی می‌شود.

he sounded irritable, which was unlike him.

صدایش عصبی بود که غیرمعمول بود.

Most of the patients had haematuria and irritable bladder symptoms, the proper treatment were partial and total cystectomy.

اکثر بیماران خون در ادرار و علائم مثانه تحریک‌پذیر داشتند، درمان مناسب برداشتن جزئی و کامل مثانه بود.

He was irritable and sometimes jabbed his stick into his servant's face.

او عصبی بود و گاهی چوبش را به صورت خدمتکارش می‌زد.

Why is Pete so irritable this morning? Did he get out of bed on the wrong side again?

چرا پیتر امروز اینقدر عصبی است؟ آیا دوباره از طرف اشتباه از رختخواب بیرون آمد؟

The main pathophysiological mechanisms of irritable bowel syndrome (IBS) are abnormal stomach intestine mobility,disturbance of internal organ perception and parasecretion of stamach intestine.

مکانیسم‌های پاتوفیزیولوژیکی اصلی سندرم روده تحریک‌پذیر (IBS) عبارتند از: حرکت غیرطبیعی روده، اختلال در درک اندام‌های داخلی و ترشح غیرطبیعی روده.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید