loneliness

[ایالات متحده]/ˈləʊnlɪnɪs/
[بریتانیا]/'lonlɪnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تنهایی، انزوا؛ عدم وجود همراهی

جملات نمونه

Loneliness ate at her heart.

تنهایی قلب او را می‌خورد.

He envisaged an old age of loneliness and poverty.

او دوران پیری تنهایی و فقر را تصور کرد.

loneliness affects many people in old age .

تنهایی بسیاری از افراد را در سنین بالا تحت تاثیر قرار می دهد.

He endured agonies of loneliness and misery.

او عذابات تنهایی و بدبختی را تحمل کرد.

Being with peers and friends does not necessarily solve this feeling of loneliness.

بودن با همسالان و دوستان لزوماً این احساس تنهایی را حل نمی کند.

loneliness can affect mental health

تنهایی می تواند بر سلامت روان تأثیر بگذارد.

loneliness is a common human emotion

تنهایی یک احساس انسانی رایج است.

loneliness can lead to depression

تنهایی می تواند منجر به افسردگی شود.

feelings of loneliness can be overwhelming

احساسات تنهایی می تواند طاقت فرسا باشد.

address feelings of loneliness

رسیدگی به احساسات تنهایی

loneliness is a universal experience

تنهایی یک تجربه جهانی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید