sinicize

[ایالات متحده]/ˈsɪnɪsaɪz/
[بریتانیا]/ˈsɪnɪˌzaɪz/

ترجمه

vt. برای ساختن چینی در شخصیت یا سبک؛ چیزی را چینی‌سازی کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sinicize culture

شیعیزه کردن فرهنگ

sinicize language

شیعیزه کردن زبان

sinicize practices

شیعیزه کردن روش‌ها

sinicize values

شیعیزه کردن ارزش‌ها

sinicize education

شیعیزه کردن آموزش

sinicize policies

شیعیزه کردن سیاست‌ها

sinicize beliefs

شیعیزه کردن باورها

sinicize traditions

شیعیزه کردن سنت‌ها

sinicize society

شیعیزه کردن جامعه

sinicize identity

شیعیزه کردن هویت

جملات نمونه

they aim to sinicize foreign films to appeal to local audiences.

آنها هدفشان این است که فیلم‌های خارجی را برای جذب مخاطبان محلی، غربی‌سازی کنند.

efforts to sinicize the curriculum have been met with mixed reactions.

تلاش‌ها برای غربی‌سازی برنامه درسی با واکنش‌های متفاوتی روبرو شده است.

it is important to sinicize cultural practices to enhance community engagement.

برای افزایش مشارکت جامعه، مهم است که شیوه‌های فرهنگی را غربی‌سازی کرد.

many companies are looking to sinicize their products for the chinese market.

بسیاری از شرکت‌ها به دنبال غربی‌سازی محصولات خود برای بازار چین هستند.

the government encourages initiatives to sinicize traditional arts.

دولت از ابتکاراتی برای غربی‌سازی هنرهای سنتی حمایت می‌کند.

to succeed, they need to sinicize their marketing strategies.

برای موفقیت، آنها باید استراتژی‌های بازاریابی خود را غربی‌سازی کنند.

they plan to sinicize their branding to resonate with local consumers.

آنها قصد دارند برند خود را غربی‌سازی کنند تا با مصرف‌کنندگان محلی همخوانی داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید