spiral

[ایالات متحده]/ˈspaɪrəl/
[بریتانیا]/ˈspaɪrəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک منحنی که دور یک نقطه مرکزی می‌پیچد، مانند یک فنر یا یک گرداب
adj. پیچیده یا در حال چرخش
vt. به شکل مارپیچ درآوردن
vi. به شکل مارپیچ یا فنر حرکت کردن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریspiralling
زمان گذشتهspiralled
جمعspirals
قسمت سوم فعلspiralled
شکل سوم شخص مفردspirals

عبارات و ترکیب‌ها

spiral staircase

پله مارپیچ

downward spiral

چرخش نزولی

spiral pattern

الگوی مارپیچ

spiral bevel gear

چرخ‌دنده مخروطی مارپیچی

spiral groove

شیار مارپیچ

spiral case

بدنه مارپیچ

spiral flow

جریان مارپیچ

spiral pipe

لوله مارپیچ

spiral wound

پیچیده مارپیچ

spiral angle

زاویه مارپیچ

spiral chute

سربلندی مارپیچ

spiral spring

فنر مارپیچ

spiral galaxy

کهکشان مارپیچی

spiral classifier

طبقه‌بندی مارپیچی

spiral wound gasket

واشر مارپیچ

spiral line

خط مارپیچ

logarithmic spiral

سایپرز لگاریتمی

spiral type

نوع مارپیچ

spiral casing

محافظ مارپیچی

spiral weld

جوش مارپیچ

spiral curve

منحنی مارپیچ

جملات نمونه

a spiral of black smoke.

چرخ سیاه دود

this spiral of deprivation and environmental degradation.

این چرخه محرومیت و تخریب محیط زیست.

a long spiral ivory tusk

آهوی دندان بلند مارپیچ

he spotted a spiral of smoke.

او یک مارپیچ دود را دید.

inflation spirals inexorably on

تورم به طور اجتناب ناپذیری به گردش خود ادامه می دهد.

Moving in a circle or spiral;gyratory.

حرکت دایره ای یا مارپیچ؛چرخشی.

?    ★A negative spiral (or vicious cycle) occurs when the spiraling has an increasingly disintegrative effect.

یک مارپیچ منفی (یا چرخه معیوب) زمانی رخ می دهد که مارپیچ اثرات مخرب فزاینده ای داشته باشد.

After contrast and analyse,it was found that wall-hung spiral chute is ascendant and oecumenical than wall-laid spiral chute.

پس از مقایسه و تجزیه و تحلیل، مشخص شد که کانال مارپیچی دیواری نسبت به کانال مارپیچی دیواری برتر و فراگیرتر است.

he dowsed a spiral of energy on the stone.

او یک مارپیچ انرژی را روی سنگ تشخیص داد.

spiral the bandage round the injured limb.

باندپیچ را به صورت مارپیچ دور اندام آسیب دیده بپیچید.

he expects the figures to spiral down further.

او انتظار دارد ارقام بیشتر کاهش یابند.

The smoke spiral(l)ed up.

دود به شکل مارپیچ بالا رفت.

Their profits began to spiral down disastrously.

سود آنها به طور فاجعه بار و سریع کاهش یافت.

a spiral is used to convert radio waves into electrical impulses.

از مارپیچ برای تبدیل امواج رادیویی به پالس های الکتریکی استفاده می شود.

NGC 1512 is a barred spiral galaxy in the southern constellation of Horologium.

NGC 1512 یک کهکشان مارپیچی میله‌ای در صورت فلکی هورولوگیوم در جنوب است.

The parametric modeling method for loxodrome normal circular-arc spiral bevel gear was presented.

روش مدل‌سازی پارامتریک برای چرخ‌دنده مارپیچ مخروطی با مسیر دایره‌ای-قوس نرم لوکسودروم ارائه شد.

Her hair was styled into a cascade of spiral curls.

موهایش به صورت یک آبشار از حلقه های مارپیچ مدل شد.

If prices continue to spiral out of control,it is reasonable to expect the eventual collapse of the stock market.

اگر قیمت‌ها همچنان از کنترل خارج شوند، انتظار فروپاشی نهایی بازار سهام منطقی است.

نمونه‌های واقعی

Spiral galaxies are a common galaxy type.

کهکشه های مارپیچی یک نوع کهکشه رایج هستند.

منبع: VOA Slow English Technology

He resumed working but was now spiraling.

او به کار ادامه داد اما اکنون در حال سقوط بود.

منبع: Bloomberg Businessweek

If you said, spiral, put your hands up.

اگر گفتید، مارپیچ، دستهایتان را بالا ببرید.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

These counties are in a pretty steep downward spiral.

این شهرستان‌ها در یک مسیر نزولی شدید قرار دارند.

منبع: VOA Special November 2016 Collection

You see how things spiral out of control? They spiral.

می‌بینید چگونه همه چیز از کنترل خارج می‌شود؟ آنها مارپیچ می‌شوند.

منبع: newsroom

The spiral arms attach to this structure.

بازوهای مارپیچی به این ساختار متصل می‌شوند.

منبع: VOA Slow English Technology

To help others out of their own spirals when I can.

تا جایی که می‌توانم به دیگران کمک کنم از شر مارپیچ خود خلاص شوند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

It dropped like a horseshoe beside the log, and began gyrating in crazy downward spirals.

این مانند یک سمبل اسب کنار درخت افتاد و شروع به چرخیدن دیوانه وار در مارپیچ های نزولی کرد.

منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3

I hope it's not going to spiral it all down.

امیدوارم همه چیز را به پایین نبرد.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

But spiral galaxies are those that look like giant pinwheel.

اما کهکشه های مارپیچی آنهایی هستند که شبیه یک چرخ بزرگ به نظر می رسند.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید