spiralled

[ایالات متحده]/ˈspaɪr.əld/
[بریتانیا]/ˈspaɪr.əld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به صورت الگوی حلزونی حرکت کردن، چه به سمت بالا و چه به سمت پایین؛ به طور شدید و مداوم افزایش یا کاهش یافتن

عبارات و ترکیب‌ها

spiralled out

بیرون چرخید

spiralled down

به سمت پایین چرخید

spiralled up

به سمت بالا چرخید

spiralled rapidly

به سرعت چرخید

spiralled uncontrollably

به طور غیرقابل کنترلی چرخید

spiralled dramatically

به طور چشمگیری چرخید

spiralled unexpectedly

به طور غیرمنتظره چرخید

spiralled dangerously

به طور خطرناکی چرخید

spiralled quickly

به سرعت چرخید

spiralled further

دورتر چرخید

جملات نمونه

the conversation spiralled into an argument.

گفتگو به یک بحث تبدیل شد.

her emotions spiralled out of control.

احساسات او از کنترل خارج شد.

the company's debt spiralled over the years.

بدهی شرکت در طول سال‌ها افزایش یافت.

the project spiralled in complexity.

پیچیدگی پروژه افزایش یافت.

his career spiralled after the scandal.

بعد از رسوایی، شغل او رو به وخامت رفت.

the costs spiralled beyond our budget.

هزینه‌ها از بودجه ما فراتر رفت.

her health spiralled after the accident.

سلامتی او پس از حادثه رو به وخامت رفت.

the discussion spiralled into a heated debate.

بحث به یک جدل داغ تبدیل شد.

the situation spiralled quickly out of hand.

وضعیت به سرعت از کنترل خارج شد.

his thoughts spiralled as he worried about the future.

نگاهش به آینده بود که باعث شد افکارش به هم ریخته شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید