spiralling

[ایالات متحده]/'spaiərəliŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جابجایی مارپیچ، حرکت مارپیچ.

عبارات و ترکیب‌ها

financial spiralling

چرخش مالی

spiralling effect

اثر چرخشی

جملات نمونه

The company's expenses are spiralling out of control.

هزینه‌های شرکت از کنترل خارج می‌شوند.

She felt like she was spiralling into depression.

او احساس می‌کرد که در حال فرو رفتن در افسردگی است.

The crime rate in the city is spiralling upwards.

نرخ جرم و جنایت در شهر به طور فزاینده‌ای در حال افزایش است.

His weight has been spiralling since he stopped exercising.

وزن او از زمانی که ورزش را متوقف کرد، به طور مداوم در حال افزایش است.

The team's performance has been spiralling downwards in recent matches.

عملکرد تیم در مسابقات اخیر به طور فزاینده‌ای رو به کاهش بوده است.

The economy is spiralling into recession.

اقتصاد به سمت رکود در حال سقوط است.

Her anxiety was spiralling out of control.

اضطراب او از کنترل خارج می‌شد.

The political situation in the country is spiralling towards chaos.

وضعیت سیاسی کشور به سمت هرج و مرج در حال وخیم‌تر شدن است.

The number of COVID-19 cases has been spiralling in the past few weeks.

تعداد موارد COVID-19 در هفته‌های اخیر به طور فزاینده‌ای در حال افزایش است.

His gambling addiction was spiralling out of hand.

اعتیاد او به شرطه بازی از کنترل خارج می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید