vaguely

[ایالات متحده]/'veigli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طریقی که نامشخص یا به وضوح تعریف نشده است; به طریقی که فاقد جزئیات یا دقت است; به طریقی که نشان‌دهنده عدم تمرکز یا توجه است; به طریقی که نشان‌دهنده عدم احساس یا بیان است; به طریقی که نشان‌دهنده عدم علاقه یا مشارکت است;

جملات نمونه

I felt vaguely uneasy.

من احساس ناراحتی مبهمی داشتم.

he was heavy, grubby, and vaguely disreputable.

او سنگین، کثیف و به طور مبهم مشکوک بود.

There was a sweetish smell, vaguely reminiscent of coffee.

یک بوی شیرین وجود داشت، به طور مبهم یادآور قهوه.

He had a vaguely disreputable appearance.

او ظاهری مبهم و مشکوک داشت.

He gestured vaguely towards the house.

او مبهم به سمت خانه اشاره کرد.

He vaguely registered that the women had gone.

او به طور مبهم متوجه شد که زنان رفته اند.

She felt vaguely flattered at the suggestion.

او به طور مبهم از پیشنهاد خوشحال شد.

The name sounded vaguely familiar to her.

این اسم به طور مبهمی برای او آشنا بود.

I can still vaguely recall being taken to the hospital.

هنوز هم به طور مبهم یادم هست که به بیمارستان برده شدم.

He had talked vaguely of going to work abroad.

او به طور مبهمی از رفتن به کار در خارج از کشور صحبت کرده بود.

we were trying to fix up the house so that it became vaguely comfortable.

ما سعی می‌کردیم خانه را تعمیر کنیم تا به طور مبهمی راحت شود.

this vaguely uplifting conclusion is out of key with the body of his book.

این نتیجه‌گیری مبهم و دلگرم‌کننده با بدنه کتابش همخوانی ندارد.

her robes were vaguely reminiscent of military dress.

لباس او به طور مبهم یادآور لباس نظامی بود.

She looked vaguely around her and said:“I think I’m lost.”

او به طور مبهمی اطرافش را نگاه کرد و گفت: «فکر کنم گم شده ام.»

Most were adamantly prochoice and antigun and were vaguely suspicious of deep religious sentiment.

بیشتر آنها به طور قاطع طرفدار انتخاب بودند و مخالف سلاح گرم بودند و به طور مبهم نسبت به احساسات مذهبی عمیق مشکوک بودند.

Bank Notes business card printing and membership card. 2. rotogravure-it looks vaguely mesh point and proto-like, continum.

چاپ کارت‌های بانکی و کارت‌های عضویت. 2. روتوگراور - به طور مبهمی شبیه به نقطه مش و پیش از آن، کنتینوم.

With royal blood yet rough experience, he formed a hippish attitude towards life and a twisted idea of women .He is a vaguely moral character who is obliged to act by the cruel reality.

با وجود ریشه سلطنتی و تجربه خشن، او نگرشی هیپی‌وار نسبت به زندگی و ایده ای تحریف شده ای از زنان به دست آورد. او شخصیتی با اخلاق مبهم است که مجبور است مطابق با واقعیت های سخت عمل کند.

نمونه‌های واقعی

This particular Irish banking crisis might seem vaguely familiar, but only vaguely.

این بحران بانکی ایرلندی خاص ممکن است به طور مبهمی آشنا به نظر برسد، اما فقط به طور مبهم.

منبع: The Economist - Arts

Yes, I vaguely recall the incessant media coverage.

بله، من به طور مبهمی به یاد دارم که پوشش رسانه ای بی وقفه وجود داشته است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

" Aha, " he said vaguely. " We've won."

"- آها،" او به طور مبهمی گفت. " ما برنده شدیم."

منبع: Harry Potter and the Chamber of Secrets

" I was vaguely told that something was wrong."

به من به طور مبهمی گفته شد که مشکلی وجود دارد.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

" Oh, " said Falyse vaguely. " Oh, good" .

"- اوه،" فایلیز به طور مبهمی گفت. " اوه، خوب."

منبع: A Song of Ice and Fire: A Feast for Crows (Bilingual Edition)

" Eh" ? Janos Slynt blinked vaguely at Tyrion.

"- اه؟" یانو اسلنت به طور مبهمی به تِرین چشمک زد.

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

I vaguely remember soldiers riding on tanks.

من به طور مبهمی به یاد دارم سربازانی که سوار بر تانک بودند.

منبع: PBS Interview Social Series

Trump and Kim signed a vaguely worded agreement.

ترامپ و کیم به توافقنامه ای با لحنی مبهم امضا کردند.

منبع: CNN 10 Student English February 2019 Compilation

His smile is rueful, but he looks vaguely disappointed.

لبخندش ناراحت کننده است، اما او به طور مبهمی ناامید به نظر می رسد.

منبع: Fifty Shades of Grey (Audiobook Excerpt)

" Don t be silly, said Hermione vaguely, Harry's liked her for ages, haven't you, Harry? "

"- احمق نباشید،" هرمیون به طور مبهمی گفت، هری مدت ها او را دوست داشته است، مگه نه؟ هری؟

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید