avoiding abasements
پرهیز از تحقیقات
suffered abasements
تحت تحقیقات قرار گرفته بود
past abasements
تحقیقات گذشته
endured abasements
تحت تحقیقات قرار گرفته بود
facing abasements
در مواجهه با تحقیقات
history of abasements
تاریخچه تحقیقات
series of abasements
سری از تحقیقات
witnessed abasements
شاهد تحقیقات بود
chronic abasements
تحقیقات مزمن
preventing abasements
جلوگیری از تحقیقات
the public abasements suffered by the disgraced politician were widely reported.
عوارض عمومی که سیاستمدار نابлагا را تجربه کرد، به طور گسترده گزارش شد.
he endured numerous abasements during his time in the military.
او در زمان خدمت در نیروی مسلح، از عوارض متعددی سuffer کرد.
the team's repeated failures led to a series of painful abasements.
ناکامیهای مکرر تیم منجر به سلسله عوارض دردناک شد.
she refused to accept the abasements imposed upon her by the system.
او قبول نکرد که عوارضی که توسط سیستم بر او تحمیل شد.
the constant criticism felt like a daily abasement.
انتقاد مداوم مانند یک عارضه روزانه حس میشد.
he sought to avoid any further abasements after the scandal.
او سعی کرد پس از این فضیحه از هرگونه عارضه دیگری جلوگیری کند.
the experience was a profound abasement for the entire family.
این تجربه یک عارضه عمیق برای تمام خانواده بود.
the king inflicted public abasements on those who opposed him.
پادشاه عوارض عمومی را بر روی افرادی که علیه او بودند، تحمیل کرد.
she detailed the emotional abasements she faced as a prisoner of war.
او جزئیات عوارض عاطفی را که در زمان بازداشت به عنوان یک زن جنگی تجربه کرد، توضیح داد.
the project's failure brought considerable abasements to the company's reputation.
ناکامی پروژه باعث ایجاد عوارض زیادی در شهرت شرکت شد.
he felt a deep sense of abasement after losing his job.
پس از از دست دادن شغل، او احساس عارضه عمیقی داشت.
avoiding abasements
پرهیز از تحقیقات
suffered abasements
تحت تحقیقات قرار گرفته بود
past abasements
تحقیقات گذشته
endured abasements
تحت تحقیقات قرار گرفته بود
facing abasements
در مواجهه با تحقیقات
history of abasements
تاریخچه تحقیقات
series of abasements
سری از تحقیقات
witnessed abasements
شاهد تحقیقات بود
chronic abasements
تحقیقات مزمن
preventing abasements
جلوگیری از تحقیقات
the public abasements suffered by the disgraced politician were widely reported.
عوارض عمومی که سیاستمدار نابлагا را تجربه کرد، به طور گسترده گزارش شد.
he endured numerous abasements during his time in the military.
او در زمان خدمت در نیروی مسلح، از عوارض متعددی سuffer کرد.
the team's repeated failures led to a series of painful abasements.
ناکامیهای مکرر تیم منجر به سلسله عوارض دردناک شد.
she refused to accept the abasements imposed upon her by the system.
او قبول نکرد که عوارضی که توسط سیستم بر او تحمیل شد.
the constant criticism felt like a daily abasement.
انتقاد مداوم مانند یک عارضه روزانه حس میشد.
he sought to avoid any further abasements after the scandal.
او سعی کرد پس از این فضیحه از هرگونه عارضه دیگری جلوگیری کند.
the experience was a profound abasement for the entire family.
این تجربه یک عارضه عمیق برای تمام خانواده بود.
the king inflicted public abasements on those who opposed him.
پادشاه عوارض عمومی را بر روی افرادی که علیه او بودند، تحمیل کرد.
she detailed the emotional abasements she faced as a prisoner of war.
او جزئیات عوارض عاطفی را که در زمان بازداشت به عنوان یک زن جنگی تجربه کرد، توضیح داد.
the project's failure brought considerable abasements to the company's reputation.
ناکامی پروژه باعث ایجاد عوارض زیادی در شهرت شرکت شد.
he felt a deep sense of abasement after losing his job.
پس از از دست دادن شغل، او احساس عارضه عمیقی داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید