abetment

[ایالات متحده]/ˈeɪb.tmənt/
[بریتانیا]/əˈbetmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل تشویق یا کمک به کسی در کارهای نادرست؛ تحریک، حمایت، تشویق.؛ اصطلاح حقوقی: تحریک، تحریک به ارتکاب جرم.
Word Forms
جمعabetments

جملات نمونه

the prosecution argued that the defendant's actions constituted abetment of the crime.

دادگاه استدلال کرد که اقدامات متهم مصداق معاونت در جرم بوده است.

she denied any abetment of his illegal activities, claiming ignorance.

او هرگونه معاونت در فعالیت‌های غیرقانونی او را انکار کرد و اظهار بی‌اطلاعی نمود.

the lawyer argued that there was no evidence of abetment in the case.

وکیل استدلال کرد که هیچ مدرکی مبنی بر معاونت در این پرونده وجود ندارد.

his silence could be construed as abetment by omission, according to the judge.

بر اساس قاضی، سکوت او می‌تواند به عنوان معاونت از طریق غفلت تلقی شود.

the law defines abetment as encouraging or assisting in the commission of a crime.

قانون معاونت را به عنوان تشویق یا کمک به ارتکاب جرم تعریف می‌کند.

he was convicted of abetment, even though he didn't directly participate in the crime.

او به اتهام معاونت گناهکار شناخته شد، اگرچه به طور مستقیم در جرم شرکت نکرد.

the judge stressed the seriousness of abetment, stating it is a crime with severe consequences.

قاضی بر اهمیت معاونت تأکید کرد و گفت که این یک جرم با عواقب وخیم است.

his actions were deemed to be abetment, as he knowingly provided information that aided the criminals.

اقدامات او به عنوان معاونت تلقی شد، زیرا او به طور آگاهانه اطلاعاتی را ارائه کرد که به مجرمان کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید