abnegating

[ایالات متحده]/ˌæbˈnɛɡeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˌæbˈneɪɡeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. خود را از رضایت یا لذت شخصی محروم کردن؛ ایثارگر بودن؛ چیزی را ترک کردن یا از آن صرف‌نظر کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

abnegating personal ambitions

نادیده گرفتن جاه‌طلبی‌های شخصی

abnegating leadership role

نادیده گرفتن نقش رهبری

abnegating personal comfort

نادیده گرفتن آسایش شخصی

abnegating worldly possessions

نادیده گرفتن دارایی‌های دنیوی

جملات نمونه

he was criticized for abnegating his responsibilities.

او به خاطر نادیده گرفتن مسئولیت‌هایش مورد انتقاد قرار گرفت.

she showed abnegating selflessness in caring for her sick brother.

او با مراقبت از برادر بیمارش، نوعی بی‌منتی و خودخواهی نشان داد.

his abnegating nature made him a beloved leader among his followers.

طبع بی‌منتی او باعث شد که در میان پیروانش یک رهبر محبوب باشد.

the organization relies on volunteers who are willing to make abnegating sacrifices.

این سازمان به داوطلباندی نیاز دارد که حاضر به انجام فداکاری‌های بی‌منته‌ای باشند.

abnegating his own desires, he put the needs of others first.

با بی‌توجهی به خواسته های خود، او نیازهای دیگران را در اولویت قرار داد.

the hero's abnegating act saved the lives of many innocent people.

عمل بی‌منتی قهرمان باعث نجات جان بسیاری از افراد بی‌گناه شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید