abruptnesses

[ایالات متحده]/ə'brʌptnis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بی ادبی، ناگهانی

جملات نمونه

he took her abruptness in good part.

او لحن ناگهانی او را به خوبی پذیرفت.

The teacher's abruptness shocked the students.

لحظه‌ای که معلم با لحنی ناگهانی صحبت کرد، دانش‌آموزان را شوکه کرد.

I was taken aback by the abruptness of his departure.

من از ناگهانی بودن رفتنش بهت زده شدم.

She spoke with an abruptness that startled everyone.

او با لحنی ناگهانی صحبت کرد که باعث حیرت همه شد.

The abruptness of the change in weather caught us off guard.

ناگهانی بودن تغییرات آب و هوا ما را غافلگیر کرد.

His abruptness in the meeting offended some colleagues.

لحن ناگهانی او در جلسه، برخی از همکاران را ناراحت کرد.

The abruptness of his resignation left the company in a difficult position.

ناگهانی بودن استعفای او شرکت را در موقعیت دشواری قرار داد.

The abruptness of her decision surprised everyone.

ناگهانی بودن تصمیم او همه را شگفت زده کرد.

The abruptness of the news left me in a state of shock.

ناگهانی بودن خبر مرا در حالت شوک قرار داد.

We were taken aback by the abruptness of the announcement.

ما از ناگهانی بودن اعلامیه بهت زده شدیم.

His abruptness can sometimes come across as rude.

لحن ناگهانی او گاهی اوقات می‌تواند بی‌ادب به نظر برسد.

نمونه‌های واقعی

The abruptness of this increase suggests that that this change is environmental.

سرعت و ناگهانی بودن این افزایش نشان می‌دهد که این تغییر محیطی است.

منبع: Vox opinion

" Where did you get that phrase" ? I demanded, with an abruptness that in turn startled her.

جایی که آن عبارت را به دست آوردی؟" من با لحنی تند پرسیدم که در عوض باعث تعجب او شد.

منبع: Sea Wolf (Part Two)

" Exactly, " said John, with rather unnecessary abruptness.

" دقیقا، " جان گفت، با لحنی تند که کاملا غیرضروری بود.

منبع: The Mystery of Styles Court

But abruptness does not catch a woman without her wit.

اما ناگهانی بودن باعث نمی‌شود که یک زن بدون هوش و ذکاوت، غافلگیر شود.

منبع: Lovers in the Tower (Part Two)

She wanted to apologize for her abruptness.

او می‌خواست برای لحن تندش عذرخواهی کند.

منبع: The Good Wife Season 5

He spoke with a peculiar abruptness that made the poor woman look at him in amazement.

او با لحنی عجیب و تند صحبت کرد که باعث شد زن فقیر با حیرت به او نگاه کند.

منبع: Magician

She was touched also by an ingenuous candour which gave a persuasive charm to his abruptness.

همچنین تحت تأثیر صراحت و بی پیروايي او قرار گرفت که به لحن تندش جذابیت خاصی می‌بخشید.

منبع: Magician

The abruptness took him by surprise. " Well... I figure you people are pretty well fixed."

ناگهانی بودن او را غافلگیر کرد. " خب... حدس می‌زنم شما مردم وضعیت خوبی دارید.

منبع: Advanced English 1 Third Edition

" Very well, " said Charlotte, with a choky abruptness that was new to him, though familiar to Lucy.

" بسیار خوب، " شارلوت گفت، با لحنی تند و خفه که برای او جدید بود، اگرچه برای لویسی آشنا بود.

منبع: The Room with a View (Part Two)

Without any reason that could justify, any apology that could atone for the abruptness, the rudeness, nay, the insolence of it.

بدون هیچ دلیلی که بتواند توجیه کند، هیچ عذری که بتواند از ناگهانی بودن، بی احترامی، نه، حتی بی‌ادبی آن جبران کند.

منبع: Northanger Abbey (original version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید