abrupts

[ایالات متحده]/əˈbrʌpts/
[بریتانیا]/əˈbrʌptz/

ترجمه

adj. ناگهانی; غیرمنتظره; شیب‌دار; عمودی

عبارات و ترکیب‌ها

abrupts conversation

گفتگوی ناگهانی

جملات نمونه

the meeting abrupts without a conclusion.

جلسه بدون نتیجه به طور ناگهانی پایان یافت.

her laughter abrupts to a gasp.

خنده او ناگهان به یک هیس تبدیل شد.

he abrupts his work to answer the phone.

او ناگهان کارش را رها کرد تا به تلفن پاسخ دهد.

the storm abrupts as quickly as it began.

طوفان به همان سرعتی که شروع شده بود، ناگهان پایان یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید