absconds

[ایالات متحده]/æbˈskɒndz/
[بریتانیا]/abˈskɑːnds/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از محبوس شدن یا تعقیب فرار کردن یا گریز زدن.

جملات نمونه

the suspect absconds after committing the crime.

متهم پس از ارتکاب جرم فرار می‌کند.

he absconds with company funds.

او با بودجه شرکت فرار می‌کند.

the fugitive absconds to avoid capture.

گریخته برای جلوگیری از دستگیری فرار می‌کند.

she absconds with her lover, leaving no trace.

او با معشوقه‌اش فرار می‌کند و هیچ ردی به جا نمی‌گذارد.

the thief absconds with the stolen goods.

دزد با کالاهای مسروقه فرار می‌کند.

he absconds to a foreign country.

او به یک کشور خارجی فرار می‌کند.

the convict absconds from prison.

محکوم از زندان فرار می‌کند.

they abscond after the robbery.

آنها پس از سرقت فرار می‌کنند.

the witnesses abscond to protect themselves.

شهود برای محافظت از خود فرار می‌کنند.

he absconds, leaving behind a trail of confusion.

او فرار می‌کند و سردرگمی به جا می‌گذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید