accessability

[ایالات متحده]//əkˌsesəˈbɪləti//
[بریتانیا]//ækˌsɛsəˈbɪləti//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گسترش وسیع؛ سهولت دسترسی یا تماس؛ دسترسی بالا؛ قابليت دسترسی آسان؛ قابلیت خوانده شدن؛ قابليت خوانده شدن یا بازیابی (به ویژه در محاسبات)

عبارات و ترکیب‌ها

improve accessability

بهبود دسترسی

increase accessability

افزایش دسترسی

accessability features

ویژگی‌های دسترسی‌پذیری

accessability tools

ابزارهای دسترسی‌پذیری

accessability options

گزینه‌های دسترسی‌پذیری

accessability standards

استانداردهای دسترسی‌پذیری

accessability testing

آزمایش دسترسی‌پذیری

accessability guidelines

دستورالعمل‌های دسترسی‌پذیری

accessability improvements

بهبودهای دسترسی‌پذیری

accessability requirements

الزامات دسترسی‌پذیری

جملات نمونه

the museum improved accessability for wheelchair users with ramps and wider doorways.

موزه دسترسی افراد دارای ویلچر را با رمپ‌ها و درهای عریض بهبود بخشید.

our team prioritized accessability features like captions, keyboard navigation, and clear contrast.

تیم ما ویژگی‌های دسترسی‌پذیری مانند زیرنویس، ناوبری صفحه‌کلید و کنتراست واضح را در اولویت قرار داد.

the new app update includes accessability settings for larger text and screen readers.

به‌روزرسانی جدید برنامه شامل تنظیمات دسترسی‌پذیری برای متن بزرگتر و صفحه‌خوان‌ها است.

they conducted an accessability audit to find barriers in the website layout.

آنها یک ممیزی دسترسی‌پذیری انجام دادند تا موانع موجود در طرح‌بندی وب‌سایت را شناسایی کنند.

better accessability at the station means elevators, tactile paving, and clear signage.

دسترسی‌پذیری بهتر در ایستگاه به معنای وجود آسانسور، کفپوش لمسی و علائم واضح است.

the school boosted accessability by providing note takers and quiet testing rooms.

مدرسه با ارائه یادداشت‌بردار و اتاق‌های آزمون آرام، دسترسی‌پذیری را افزایش داد.

accessability compliance requires alt text for images and labels for form fields.

رعایت قوانین دسترسی‌پذیری مستلزم استفاده از متن جایگزین برای تصاویر و برچسب‌ها برای فیلدهای فرم است.

improving accessability often starts with listening to disabled users and testing early.

بهبود دسترسی‌پذیری اغلب با گوش دادن به کاربران دارای معلولیت و آزمایش زودهنگام آغاز می‌شود.

the city invested in accessability improvements at crosswalks with audible signals.

شهر در بهبود دسترسی‌پذیری در تقاطع‌ها با نشانه‌های شنیداری سرمایه‌گذاری کرد.

we added accessability support so the dashboard works smoothly with voice control.

ما از پشتیبانی دسترسی‌پذیری اضافه کردیم تا داشبورد به طور روان با کنترل صدا کار کند.

strong accessability standards help ensure services are usable for everyone.

استانداردهای قوی دسترسی‌پذیری به اطمینان از قابلیت استفاده خدمات برای همه کمک می‌کنند.

the library expanded accessability by offering audiobooks, braille titles, and adjustable desks.

کتابخانه با ارائه کتاب‌های صوتی، عناوین بریل و میزهای قابل تنظیم، دسترسی‌پذیری را گسترش داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید