accessioned

[ایالات متحده]/əˈses.ɪndʒd/
[بریتانیا]/əˈsɛʃ.ənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v ثبت یا ثبت‌نام رسمی شخص یا چیزی به عنوان بخشی از یک مجموعه یا سازمان
n عمل اضافه شدن به یک مجموعه یا سازمان

جملات نمونه

the museum has recently accessioned several new artifacts.

موزه اخیراً چندین شیء باستانی جدید را به مجموعه خود افزوده است.

the library has accessioned thousands of rare books.

کتابخانه هزاران کتاب کمیاب را به مجموعه خود افزوده است.

these documents have been accessioned into the national archives.

این اسناد به بایگانی ملی افزوده شده است.

the university has accessioned a significant art collection.

دانشگاه یک مجموعه هنری قابل توجه را به مجموعه خود افزوده است.

the new acquisitions have been accessioned and catalogued.

خریدارهای جدید به مجموعه افزوده و فهرست شده اند.

the museum's accession process is rigorous and thorough.

فرآیند پذیرش موزه دقیق و کامل است.

the collection has been systematically accessioned over the years.

این مجموعه در طول سال‌ها به طور سیستماتیک به مجموعه افزوده شده است.

each new item is carefully accessioned and documented.

هر آیتم جدید با دقت به مجموعه افزوده و مستند می شود.

the accession records provide valuable historical information.

سوابق پذیرش اطلاعات تاریخی ارزشمندی ارائه می دهند.

the museum welcomes donations and accession requests.

موزه از اهدای و درخواست های پذیرش استقبال می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید